أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

543

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

( 1171 ) 73 / 25 « سخن » . در دستنوشت چنين است ( به پيش خاء ) ؛ تلفّظى كهن است . ( 1172 ) 73 / 26 « مؤدّى » ( هر دو مورد ) . زبر و زير حرف دوم و سوم ( گ . ) به همان قلم ثانى پيشگفته است ؛ البتّه بجز زير حرف سوم مورد يكم كه از ظاهر عكس چنين دلالتى دريافته نمىشود . ( 1173 ) 74 / 10 « هر آينه » . « هر آينه » و « هر آيينه » دو ريخت واژگانى هم معنايند كه به زعم اين بنده ، نخستين ، كوتاه گشتهء دومين مىتواند بود . فرهنگها معانيى چون « ناچار و لاعلاج و لا بد و بىشك و بىدغدغه و على كلّ حال و در هر صورت و در هر حال و در همهء احوال و به هر وجه و البتّه و حتما و هميشه و هر زمان » ( از : لغتنامهء دهخدا ) از اين دو ريخت به ما مىشناسانند . راقم اين سطور را در بارهء چونى ساختار اين واژه پندارى هست و آن اين كه : - چنان كه مىدانيم - « آيين » به معناى « روش ، طرز ، طور ، حالت ، صفت ( سنج : بهشت آيين ) » مىباشد ؛ شايد « هر آئينه » ( هر آيينه ) از : هر + آئين ( طرز ، طور ) + ه ، ساخته شده باشد ، به معناى : به هر آئين كه باشد . . . ، هرطور كه باشد ، به هر طرزى كه باشد . . . ، و به تعبير ديگر همان « على كلّ حال » و مانند آن كه فرهنگها به دست داده‌اند - و اللّه أعلم بالصّواب . ( 1174 ) 74 / 10 و 11 « متولّى » ، « محافظت » . در دستنوشت ، حركتها ظ . به همان قلم ثانى پيشگفته است . ( البتّه ضمّهء ميم لفظ اوّل به اين هم مىماند كه به قلم اصلى كتابت گرديده باشد ) . ( 1175 ) 74 / 15 و 16 « لازم آيذ كى مبتدى در فقه بر شافعى و ابو حنيفه متقدّم بوذ » . مصنّف - قدّس سرّه - در اينجا ، معتقد اهل سنّت را در عظمت فقهي شافعى و ابو حنيفه به عنوان مقبول طرف مقابل أخذ كرده و به عنوان فقيه منتهى به اين دو تن مثال زده ؛ به عبارت ديگر صورت مثال را موافق عقيدت طرف بحث ساخته و پرداخته تا مناقشتى نباشد . اهل سنّت اين دو تن را در دانش فقه بس بزرگ مىدارند - چنان كه برخى « ابو حنيفه » را « امام أعظم » و « سراج الائمة » لقب داده‌اند ! ( نگر : دائرة المعارف بزرگ إسلامي ، ج 5 ، ص 379 ) . براى ديدن نمونه‌اى از ستايشهاى سنّيان در حقّ اين دو تن ، نگر : روضة الفريقين ، ص 36 - و 52 . ( 1176 ) 74 / 16 « سيبويه » . « سيبويه » : ابو بشر عمرو بن عثمان بن قنبر ، پيشواى نحويان و نامورترين ايشان است . تازى زبانان نامش را sibavayh و پارسى زبانان sibuye تلفّظ مىكنند . در بيضاء زاده شده و در بصره باليده است ؛ در گذشت وى به سال 180 ه . ق . رخ داده است . نام وى و كتاب گرانسنگش ، الكتاب ، در آسمان نحو و نحو پژوهى درخشانست و پايگاه و اثر گذاشتش در عربيّت چندان مىباشد كه بيانش نيازمند تأليف كتابهاست . در بارهء وى ، نگر : سيبويه پيشواى نحويان ، على نجدى ناصف ، ترجمهء محمّد فاضلى ، انتشارات