أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
536
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
قم و به مناسبت بر پايى كنگرهء هزارهء ايشان انتشار يافته ، در دفتر دهم جاى گرفته است . ( 1126 ) 70 / 8 « موضوعست از وجوه » . مصنّف - عليه الرّحمة - در اين جمله از سياق عبارت پردازى عرب متأثّر است . و أمّا « موضوع » : استاد علّامه آية اللّه شيخ جعفر سبحاني در معرّفى « حديث موضوع » نوشتهاند : « هو المكذوب المختلق المصنوع و هو شرّ الضعيف ، بمعنى أنّ الراوي اختلقه ، لا مطلق حديث الكذوب ، فإنّ الكذوب قد يصدق ، و لا تحلّ روايته للعالم بوضعه ، من غير فرق بين الأحكام و المواعظ ، إلّا بالتّصريح بكونه مختلقا بخلاف غيره من الضعيف ، فإنّه تجوز روايته مع التصريح بالمصدر إجمالا أو تفصيلا . » ( اصول الحديث و أحكامه في علم الدّراية ، ص 120 ) . ( 1127 ) 70 / 9 « فرموذ كى : هر حديث كى از من . . . » . شيخ جليل ، كلينى - قدّس اللّه روحه العزيز - ، در كتاب شريف كافى بياورده : « محمّد بن إسماعيل ، عن الفضل بن شاذان ، عن ابن أبى عمير ، عن هشام بن الحكم و غيره ، عن أبى عبد اللّه - عليه السّلام - قال : خطب النّبيّ - صلّى اللّه عليه و آله بمنى فقال : أيّها النّاس ما جاءكم عنّى يوافق كتاب اللّه فأنا قلته و ما جاءكم يخالف كتاب اللّه فلم أقله . » . ( الأصول من الكافي ، صحّحه و علّق عليه : على اكبر الغفّارى ، الجزء الأوّل ، ص 69 ( نيز نگر : طبع مترجم مرحوم مصطفوى ، ج 1 ، ص 89 ) ) . ( 1128 ) 70 / 10 « سخن » . چنين است در دستنوشت . نمودار تلفّظى است كهن كه باز هم ديده شده است . ( 1129 ) 70 / 14 « سئوم » . در دستنوشت ، حرف دوم هم داراى دو نقطة در زير است و هم « ء » در فوق - كه مجموعا يك ريخت كتابتى ويژهء كهن را به نمايش مىگذارند . ( 1130 ) 70 / 14 و 15 « هيچكس نگفتهاند » . آوردن فعل جمع براى « هيچكس » از ويژگيهاى زبان قدماست . در بعضى از متون كهن ، فعل مربوط به « هر كه » ، « هر كس » ، « هيچكس » ، « آنكه » و آنچه جمع آورده مىشده : الف : « اگر بخواستى خداوند تو ، بگرويدندى هر كه در زميناند » ( فرهنگ لغات قرآن ) . ب : « بميرند هر كه در آسماناند و هر كه اندر زميناند » ( همان كتاب ) . ج : « اميد دارند هر كسى از ايشان » ( همان كتاب ) . د : « مر خدا را سجده كنند آنكه در آسمانها و زميناند » ( همان كتاب ) . ه : « خاقان چندانك تفحّص و تجسّس مىكرد ، هيچكس نام و نشان بهرام نمىدادند » ( فارسنامه ) ( نقل بتحرير و تلخيص از : رفتار شناسى زبان ، ص 124 و 125 ) . ( 1131 ) 70 / 16 « فاطمه گفت » . در اينجا در حاشيهء دستنوشت با خطّى جز خطّ متن - و ظ . به نسبت متأخّر - نوشته شده :