أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

514

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

دارند و معاويه بازماندگانش را يارى رساند . در خلافت معاويه ، آنگاه كه مروان از سوى وى در مدينه فرمان مىراند ، ابو هريرة از ياران نزديك او بود و بارها در موسم حج و نيز در غياب مروان ، از سوى او به جانشينى گمارده مىشد . گاه ابو هريرة را در زمرهء قاضيان بنى اميّه در مدينه شمرده‌اند . گور ابو هريرة در طبريهء شام است . ابو هريرة از كسانى است كه أحاديث بسيارى از پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - روايت كرده است و البتّه به سبب همين كثرت نقل حديث ، وى بعدها مرجع آسانى براى انتساب حديث ، به شمار مىرفت . فراوانى أحاديثي كه از او روايت شده ، در همان دهه‌هاى نخستين إسلامي حسّاسيّت‌برانگيز بود . به عنوان نمونه‌اى از كثرت روايت ابو هريرة در منابع حديثي ، بايد از مسند احمد بن حنبل ياد كرد كه حدود ده در صد از كلّ مسند ، صرفا به أحاديث منقول از ابو هريرة اختصاص يافته است . شيعهء اماميّه كه در اصول اعتقادي مذهب خود ، ضمن حرمت نهادن بر صحابه ، راه را در نقد آنان بر خويش باز مىديده‌اند ، در آثار مختلف خود به انتقاد از شخصيّت ابو هريرة پرداخته‌اند . ابراهيم نظّام از معتزله ، ابو هريرة را به كذب و وضع حديث متّهم ساخته و ابو جعفر اسكافى حكاياتى در انتقاد از ابو هريرة نقل كرده است . عدل گرايان حنفي در خراسان نيز بسان معتزليان از نقد شديد ابو هريرة پرهيز نداشته‌اند . در دهه‌هاى اخير نيز چند تن از نويسندگان شيعه و اهل سنّت به تأليف آثارى در انتقاد از وى پرداخته‌اند . ( نقل بتلخيص و تحرير از : دائرة المعارف بزرگ إسلامي ، ذيل « ابو هريرة » ) . در تأويل مختلف الحديث ، تأليف ابن قتيبة ، آمده است كه چون روايات ابو هريرة از پيامبر [ - صلّى اللّه عليه و آله - ] فزونى يافت و حديثهايى از آن حضرت نقل كرده كه حتّى كسانى كه از او به پيامبر نزديك‌تر و داراى تماس بيشتر بودند آنها را نقل نكرده بودند ، مهاجران و أنصار او را مورد اتّهام و ملامت قرار دادند كه در اين ميان عايشه از همه بيشتر وى را مورد انكار و سرزنش قرار مىداد . ( اخبار و آثار ساختگى ، هاشم معروف الحسنى ، ص 126 ) . ( 1004 ) 56 / 19 « اللّهمّ اشدد . . . » . سيوطى در الدّرّ المنثور آورده است ( ج 2 ، ص 71 ) : « و أخرج البخاري و مسلم و ابن جرير و ابن المنذر و ابن أبى حاتم و النحاس في ناسخه و البيهقي في سننه عن أبى هريرة ان رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - كان إذا أراد ان يدعو على أحد أو يدعو لاحد قنت بعد الرّكوع اللهم أنج الوليد بن الوليد و سلمة بن هشام و عياش بن أبى ربيعة و المستضعفين من المؤمنين اللهم اشدد وطأتك على مضر و اجعلها عليهم سنين كسنى يوسف يجهر بذلك و كان يقول في بعض صلاته في صلاة الفجر اللهم العن فلانا و فلانا لإحياء من أحياء العرب يجهر بذلك حتى أنزل اللّه ليس لك من الامر شيء و في لفظ اللهم العن لحيان و رعلا و ذكوان و عصية عصت اللّه و رسوله ثم بلغنا انه ترك ذلك لما نزل قوله ليس لك من الامر شيء الآية » . در عبارت « العن لحيان » در دستنوشت روى « ن » در « العن » زبرى و سكوني ديده مىشود . در ضمن روى « ي » هم - به ظاهر - تشديد و زبر خوانده مىشود يا چيزى شبيه به آن . حركتگذارى به نظر مىرسد به