أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

502

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

( 953 ) 52 / 18 « چگونه » . در دستنوشت فرسوده است ، ولى گمان مىكنم كه درست خوانده باشم . ( 954 ) 52 / 18 « و قرآن و اخبار رسول » . « واو » نخستين ظاهرا به معناى « در حالى كه ، در صورتى كه ، با اين كه » باشد . در زبان تازى « واو » ى داريم كه « واو حاليّه » مىگويندش و وصف آن در كتب ادب تازى هست . دو نمونه براى اين واو مىآوريم : « جاء زيد و الشّمس طالعة » و « جاء زيد و قد طلعت الشّمس » . نظير اين « واو حاليّة » را در ادب پارسى هم داريم . در كليله و دمنه مىخوانيم : « . . . مرا در ايذاى تو چه فايده و از خوردن تو چه سيرى ، و بقاى ذات و حصول مودّت تو مرا در حوادث روزگار دست گير ، . . . » ( ص 162 ) . و : « مردمان را چه مىخوانى و در خانه كفاف عيال موجود نه ! » ( ص 171 ) . استاد مينوى - عليه الرّحمة - به تصريح اين دو « واو » را « واو حاليّه » مىگويد ( ص 450 ) . فردوسى در « شاهنامه » مىگويد : « پدر زنده و پور جوياى گاه * ازين خامتر نيز كارى مخواه » مرحوم استاد معين ، « و » را در بيت ياد شده ، « واو حاليّه » شمرده‌اند ( فرهنگ فارسى ، ج 4 ، ص 4921 ) . نيز بنگريد به : گلستان ، بكوشش دكتر خليل خطيب رهبر ، ص 685 . همچنين بنگريد پيشگفتار مصحّح همين كتاب ( : « دقائق التّأويل » ) را . معناى عبارت متن ما ظاهرا اينست كه : « چگونه به سبب سخن ايشان كافر مىشويد ؟ در حالى كه قرآن و اخبار رسول ( صلّى اللّه عليه و آله ) در ميان شما و در دسترس شماست » . ( 955 ) 52 / 24 « بيازردند » . در دستنوشت ( ظ . ) در آغاز كار « ر » جا افتاده بوده است و بعدا متن إصلاح شده ، از همين روى جايگاه نقطهء « ز » و سكون در دستنوشت چندان درست نيست . مترجم و محقّق جستجوى حق در بغداد ( منسوب به مقاتل بن عطية بكرى ) ، آقاى مصطفى خبّازيان ، ذيل عبارت « مورّخين نقل كرده‌اند كه فاطمه - عليها السّلام - در حالى از دنيا رفت كه بر ابو بكر و عمر سخت غضبناك بود » از متن ياد شده ، خواننده را بدين مآخذ راه نموده‌اند : « شرح ابن ابى الحديد 6 / 50 - صحيح بخارى ، كتاب الخمس ، ج 2 - مسند احمد بن حنبل 1 / 6 سنن بيهقى 6 - / 300 - طبقات ابن سعد 8 / 18 - صحيح ترمذى ج 1 باب ما جاء في تركة رسول اللّه . » ( نگر : جستجوى حق در بغداد ، ص 117 ) . ضمنا نگر : من حياة الخليفة عمر بن الخطاب ، عبد الرّحمن أحمد البكري ، ص 88 . ( 956 ) 52 / 25 « عوالى » . در بارهء « عوالى » نگر : مناظرات في الإمامة ، ص 376 و 379 و 486 . مرحوم علّامهء مجلسي - نوّر اللّه مرقده - در مرآة العقول ( ج 5 ، ص 264 ) آورده‌اند : « . . . في النّهاية :