أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
488
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
( 841 ) 43 / 16 « در نمىرسذ » . « در رسيدن » : مصنّف - أعلى اللّه مقامه - در ترجمه « الانتهاء » به كار برده است ؛ « انتهى الى . . . در رسيد به . . . » . قاضى زوزنى نوشته است : « الانتهاء : واايستيدن ، و يعدّى بعن ، و رسيدن به چيزى ، و يعدّى بالي ، و به نهايت رسيد و فراچيزى رسيدن ، و التّركيب يدلّ على غاية و بلوغ . » ( كتاب المصادر ، ص 726 ؛ با تصرّفى اندك . ) براى آگاهى بيشتر از لفظ « در رسيدن » ، نگر : لغتنامهء دهخدا ، ذيل « در رسيدن » ( 842 ) 43 / 20 تا 23 « و كتاب را از آن جهت » ، « دعوت ميكرد » ، « علماء ايشان » ، « دعوت مىكردند » . « آن » در دستنوشت كاملا پيدا نيست ، ولى گمان مىكنم كه درست خوانده باشم . نيز چنين است لفظ « دعوت » ( هر دو ) و « ايشان » . ( 843 ) 43 / 23 « و ايشان برگرديذگاناند . . . دعوت مىكردند » . ظاهرا نگرنده است به عبارت قرآنى « وَ هُمْ مُعْرِضُونَ » - كه در دستنوشت ما نيست ؛ يا در حاشية نوشته شده و در عكس ما منعكس نگرديده است . ( 844 ) 43 / 25 « معدودات » . در دستنوشت دال دوم جا افتاده بود كه از روى قرآن كريم إصلاح شد . ( 845 ) 43 / 25 « نبسايذ » . « بسودن » ( بساويدن ) : مصنّف - نوّر اللّه مرقده - در ترجمهء « مسّ » به كار برده است . ابو جعفر بيهقى گويد : « المسّ : بسودن » ( تاج المصادر ، ج 1 ، ص 63 ) . نغزك : سنّت نقطة گذارى رونويسگران قديم ، به ما إمكان نمىدهد كه بفهميم ضبط دستنوشت به باء تازى است يا پارسى ؟ دانستن اين نكته از اين جهت مهمّ است كه در فارسى هم « بسودن » و « بساويدن » داريم و هم « پسودن » و « پساويدن » . شادروان استاد دكتر محمّد معين « بسودن » و « پسودن » را به يك معنا مىدانستند ولى يكى از محقّقان بين اين دو مصدر از لحاظ معنائى فرق گذاشته است . ( نگر : ناموارهء دكتر محمود افشار ، ج 3 ) . نغزك : اگر چه « بسودن » در ادب فارسى به كار رفته است ، اهل ادب و تحقيق نيك مىدانند كه « بسودن » و « مسّ » در اينجا ( : مورد بحث ما در متن ) معنايى خاص دارد - چنان كه مرحوم طبرسى نيز در تفسير عبارت قرآنى « لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ » نوشته است : « أى ان تصيبنا النّار » ( مجمع البيان ، ج 2 ، ص 723 ) . ( 846 ) 43 / 25 « دعوايى » . در دستنوشت تقريبا جز دالش پيدا نيست . به حدس ، چنين ضبط كرديم . ( 847 ) 43 / 26 « يعقوب را » . در دستنوشت ( ظ . ) به سبب پوشيدگى با كاغذى ، جايگاه « را » هويدا نيست . به گمان و سنجش معنائى ضبط كرديم . ( 848 ) 43 / 26 و 44 / 1 « فرموذه كى هيچ » . در دستنوشت فرسوده است ؛ يقينى به صحّت قرائت ندارم .