أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
486
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
مِنَ النَّاسِ » ثم قال ( ع ) يا أبا عبيدة قتلت بنو إسرائيل ثلاثة و أربعين نبيا من أول النهار في ساعة واحدة فقام مائة رجل و اثنا عشر رجلا من عبّاد بنى إسرائيل فأمروا من قتلهم بالمعروف و نهوهم عن المنكر فقتلوا جميعا من آخر النهار في ذلك اليوم و هو الذي ذكره اللّه تعالى . » ( مجمع البيان ، ج 2 ، ص 720 ) نيز نگر : تفسير شيخ ابو الفتوح رازى ( چ شعرانى ) ، ج 2 ، ص 483 ؛ البرهان ، ج 1 ، ص 274 ؛ كنز الدّقائق ، ج 3 ، ص 59 و 60 . ( 827 ) 42 / 11 و 12 « آخر روز » . عبارت در دستنوشت بس فرسوده است ؛ به سنجش با مجمع البيان ( ج 2 ، ص 720 ) و اعتماد بر سايهاى كه در عكس ديده مىشد ، چنين خوانديم ؛ هر چند واپسين حرف كلمهء دوم در دستنوشت به « ل » بيشتر مىماند تا « ز » . ( 828 ) 42 / 13 و 14 « هر كس كى . . . مخالفت كرد و قصد . . . كرد ، كافر بوذند » . چنان كه ديده مىشود براى « هر كس » هم فعل مفرد به كار برده و هم جمع . در پيشگفتار بدين مورد پرداختهايم ؛ خواهندگان را مىشايد كه آن موضع را بنگرند . تنها به اختصار مىگوئيم كه قدما براى « هر كس » هم فعل مفرد به كار بردهاند و هم جمع . رجوع يافتن دو فعل ناهمگون در جمع و افراد را نيز ( ظ . ) مىتوان سنجيد با عبارتى از « تفسيرى بر عشرى از قرآن مجيد » ( ص 21 ؛ همچنين : ص شصت و سهى مقدّمهء مصحّحش ) . ( 829 ) 42 / 14 « مقوّى » . « مقوّى » : تأييد كننده ، مؤيّد ، تقويت كننده . « مقوّى اين قول دلالت لفظ است بر آن . . . » ( كشف الأسرار ) . « مضمون اين خبر مقوّى قول ماست . » ( مصباح الهداية ) . ( نقل بگزينش از : لغتنامهء دهخدا ) . ( 830 ) 42 / 16 « مدح و ثنا » . در دستنوشت فرسوده است ؛ اميدوارم درست خوانده باشم . ( 831 ) 42 / 16 « ازيشان » . در دستنوشت سه حرف نخستين ( گ . با كاغذى ) پوشيده است . به سنجش و گمان ، چنين خوانده شد . ( 832 ) 42 / 24 « مخالفان ايشان » . ريخت مكتوب واژهء نخست در دستنوشت ، به گونهاى است كه بدين شكلش مىتوان خواند . اميدوارم كه درست خوانده باشم . ( 833 ) 43 / 5 « بشتاب » . حركتگذارى در دستنوشت شايد به خطّ ديگرى باشد . ( 834 ) 43 / 5 « خصومت كنيم » . پيش از اين در همين متن در ترجمهء « فان حاجّوك » خواندهايم : « . . . اگر با تو خصومت كنند » ( ص 75 از دستنوشت ) . در تفسير شيخ ابو الفتوح رازى - طاب ثراه - در گزارش اين جايگاه - كه اين يادداشت بدان باز مىگردد - در