أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
482
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
( 792 ) 39 / 10 و 11 « يسئلونك . . . مرسيها » . الأعراف / 187 ؛ النّازعات / 42 . ( 793 ) 39 / 11 « و إذا . . . الأرض » . النّمل / 82 . در دستنوشت « القول » و « عليهم » اشتباها جابجا نوشته شده بودند ؛ از روى قرآن كريم إصلاح شد . ( 794 ) 39 / 15 « مصنّف كتاب گويذ : . . . » . در بارهء « محكم » و « متشابه » نگر : ترجمهء الإتقان في علوم القرآن ، ج 2 ، صص 9 تا 40 ؛ و : تفسير شيخ ابو الفتوح رازى - قدّس اللّه روحه - ( از انتشارات كتابخانهء آية اللّه العظمى مرعشى نجفى - طاب ثراه - ) ، ج 1 ، ص 3 ؛ و : شناخت قرآن ، استاد على كمالي ، صص 215 - 248 ؛ و : قرآن پژوهى ، استاد بهاء الدّين خرمشاهى ، صص 735 - 737 ؛ و : نهج البيان ، ج 1 ، ص 30 ؛ و : البيان ، ص 271 و 272 . ( 795 ) 39 / 17 « ميل » . در دستنوشت روى اين واژه - جز اندككى از آخر واپسين حرف - پوشيده شده است ( گ . با كاغذكى ) . به گمان و سنجش ، چنين ضبط كرديم ؛ نگر : مجمع البيان ، ج 2 ، ص 700 . ( 796 ) 39 / 18 « تفسير مىگويند » . طبق آنچه در عكس به نظر مىرسد « تفسيرى گويند » هم شايد توان خواند ؛ ولى قرائت مندرج در متن به ظاهر ، با ريخت مكتوب و معناى مطلوب ، سازگارتر باشد - و اللّه أعلم . ( 797 ) 39 / 20 « چنانچ » . « چنانچ » : ريختى است از « چنانچه » ، و در اينجا به معناى « همانطور كه ، آنگونه كه ، انسان كه » . « اين بنده مدّت دولت هر قوم چنانچه در تواريخ يافته . . . » ( تاريخ گزيده ) . « در اجراء حكم سياست بر وى از زبان بريدن و ميل كشيدن چنانچه اعتبار تمامت غمازان و مفسدان و مستخرجان گردد . » ( ترجمهء محاسن اصفهان ) . ( هر دو شاهد از : فرهنگ فارسى ، دكتر معين ) نغزك : بر خلاف پنداشتهء برخى اديبان ، « چنانچه » و « چنان كه » در اينجا هم معنايند . ضمنا در بعض تصحيحها ديده شد كه مصحّح « چنانچه » را به حاشية برده و شخصا « چنان كه » بجايش ضبط كرده ، كه بس نارواست . ( 798 ) 39 / 20 « تأويل را » . « را » در دستنوشت شايد به قلمى ديگر كتابت شده باشد . در بارهء معناى « تأويل » به پيشگفتار مصحّح همين كتاب بنگريد و نيز : مجمع البيان ، ج 2 ، ص 699 و ج 1 ، صص 80 تا 82 ؛ شناخت قرآن ، سيّد على كمالي دزفولى ، صص 30 تا 40 . ( 799 ) 39 / 25 « رسول فرموذ - صلّى اللّه عليه و آله - . . . » . در تفسير عيّاشى روايتى نقل شده است كه آن را با سندش مىآوريم : « عن السكوني عن جعفر عن أبيه