أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

468

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

( 687 ) 30 / 17 « اگر آنچ » . جايگاه « اگر » در دستنوشت چندان روشن نيست . اميدوارم درست خوانده باشم . ( 688 ) 30 / 19 « آذنوا » . قرائتى ديگرست . در بارهء آن و معناش نگر : مجمع البيان ، ج 2 ، ص 673 ؛ همچنين : تفسير شيخ ابو الفتوح رازى - طاب ثراه - ج 2 ، ص 402 . ( 689 ) 30 / 20 « بگوئيذ « و ان تبتم » و اگر » . اين جايگاه ، در دستنوشت چندان روشن نيست . از قرائتم مطمئن نيستم . ( 690 ) 30 / 20 « باز گرديد » . در عكس دستنوشت سايه‌اى از « باز » ( يا « بار » ؟ ) ديده مىشود و واژگان سپسين معلوم نيستند ( تا آنجا كه پايان نقطة چينهاى ماست پس از « باز گرديد » ) . « باز گرديد » را به اعتناى آن سايگك و سنجش معنائى ضبط كرديم . در تفسير سورآبادى ( چاپ عكسى ، جلد اوّل ، [ گ . از روى دستنوشت دكتر جاويد ] ، انتشارات بنياد فرهنگ ايران ، 1353 ه . ش . ) هم « باز گرديد » آمده است ( ص 163 ) . به گواهى فرهنگنامهء قرآنى ( ج 2 ، ص 577 ) برخى پيشينيان واژهء تازى « توبة » را در ترجمه به « بازگشت ، باز گرديدن ، باز آمدن » برگردانده‌اند . بيهقى در تاج المصادر نوشته است : « التّوب و التّوبة و المتاب و التّتوبة : از گناه باز گشتن ؛ . . . » ( ج 1 ، ص 74 ) . - و گواهان متن شناختى درين زمينه بسيارند . ( 691 ) 30 / 20 « مطالبت » شايد در دستنوشت پيش ازين واوى هم باشد . سايه‌اى شبيه به « واو » در عكس رؤيت مىگردد . ( 692 ) 30 / 21 « لكم » از عبارت شريف قرآنى « . . . فلكم . . . » . آيا مصنّف فقط همين قسمت را براى بحث آورده يا چشم بنده « ف » را در عكس نمىبيند ؟ احتمال نخستين را بنيروتر مىپندارم . ( 693 ) 30 / 25 « ايشانرا » . در دستنوشت : ايشا را . ( آيا ممكن است نمودار گونه‌اى آوايى باشد ؟ ) . ( 694 ) 31 / 3 « توانگرى » . در دستنوشت ، تاء مضموم است ؛ اين ريخت تلفّظى ( مشتقّات توانستن به تاء مضموم ) در متنهاى پارسى بيسابقه نيست . شادروان استاد دكتر غلام حسين يوسفي - عليه الرّحمة - در تعليقاتشان بر متن مصحّح قابوش نامه نوشته‌اند : « توانستن و مشتقّات آن در نسخهء أساس [ در تصحيح قابوس نامه ] همه جا با ضمّ تاء نوشته شده است و اين تلفّظ قديمي ظاهرا مبتنى بر صورت پهلوى كلمه « tuvan ( i ) stan » است . در كتابهاى قديمي نيز غالبا ضبط