أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
464
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
( 650 ) 28 / 15 « درويشان » . « درويش » : ( در پهلوى : driyos ) فقير ، تهيدست ، بينوا . ( فرهنگ فارسى ، دكتر معين ) . « چه درويش باشى ، چه مرد درم * چه افزون بود زندگانى ، چه كم » ( فردوسى ) « گر از كوه داريم زر بيش ما * توانگر خدايست و درويش ما » ( اسدى ) ( هر دو شاهد از : لغتنامهء دهخدا ) ( 651 ) 28 / 16 « مساهله » . « مساهله » : در كتاب المصادر مىخوانيم : « المساهلة : با كسى آسان فا گرفتن . » ( ص 652 ) . به تعبير امروزى « مساهله » ، « سهل گرفتن » و « آسان گرفتن » است . ( 652 ) 28 / 20 « از صدقات شما » . در مجمع البيان ( ج 2 ، ص 656 ) : « عن صدقاتكم » . ( 653 ) 28 / 22 « براء » . در دستنوشت كاملا روشن نيست و قبل از « راء » بوضوح خوانده نمىشود . ضبط ما را سنج با : مجمع البيان ، ج 2 ، ص 655 . ( 654 ) 28 / 23 « و خارك » . در عكس دستنوشت بروشنى قرائت نمىگردد . « خارك » : نوعي خرماى زرد و خشك ، خرك . ( فرهنگ فارسى ، دكتر معين ) . ( 655 ) 28 / 23 « عشر » . « عشر » : يك دهم ، ده يك ؛ از اصطلاح فقهى كه در متن ما هم به كار رفته ، مراد زكاتي است كه به غلّات ( غلّاتى كه مشمول زكات مىشوند ) تعلّق مىگرفته است . چند و چون مطلب را ، نگر : غاية المراد في شرح نكت الإرشاد ، ج 1 ، صص 251 - 253 ؛ و : تبصرة المتعلّمين ، تصحيح آقاى ميرزا عبد الحسين حائرى ، ص 30 . ( 656 ) 28 / 24 « استون » . « استون » ( ostun ) [ ستون استن : در پهلوى : stun ] : ستون ، بالار ، عماد ، ركن . ( فرهنگ فارسى ، دكتر معين ) . « بفرمود تا وى را بر زمين بازكشيدند و بميخ بر زمين دوختند و استونى سنگين عظيم بهژده مرد بر گرفتند و بر وى نهادند و همچنان بگذاشتند . » ( قصص قرآن مجيد ، ص 56 ) . ( 657 ) 28 / 25 « . . . بياوردندى » . در جايگاه نقطة چين دستنوشت آسيب ديده است . به قرائت حرف يكم كلمهء سپسين هم اطمينان ندارم .