أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
461
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
بغايت صلابت ، نام اين أندام رباط ، و . . . » ( ص 40 ) . « بررويانيدن » متعدّى « برروييدن » است ( كاربرد « برروييدن » را نگر در : هداية المتعلّمين في الطّب ، ص 50 ) . ( 633 ) 26 / 16 « چشمهاء » . جاى فتحه به شرط اين كه درست تشخيص داده باشيم - و از آن « ها » نباشد كه بىدقّت كاتب نهاد شده باشد - ، بر ميم است . در بارهء فتحهء پيش از « ها » ى جمع ، در حرف آخر كلماتي كه دست كم دو حرف ساكن پيايى در آخر دارند پيشتر در يادداشتى توضيح دادهايم . ( 634 ) 26 / 18 « اوليتر » . « اوليتر » : هر كس كه مقدّمات صرف زبان تازى را آموخته باشد ، مىداند كه كلمهء « اولى » در اين زبان ، صيغهء افعل التّفضيل است از « ولى ، يلي » كه « مثال واوى » و « لفيف مفروق » خوانده مىشود . به معنى : صوابتر ، سزاورتر ؛ از اين رو ، على الظّاهر ، افزودن « تر » و « ترين » به آن نادرست مىنمايد . امّا زبان فارسى ، قواعد مخصوص به خود دارد و كلمات « دخيل » نيز محكوم قواعد فارسى هستند . ( آينهء پژوهش ، ش 41 ، ص 65 ، مقالهء « تأمّلى در هداية المتعلّمين . . . » ؛ با تلخيص و تصّرف . ) فصحا و بلغاى زبان فارسى - كه غالبا در زبان و ادبيّات عربى هم استاد بودهاند و سخنان و گفتههاى فصيح و بليغ آنها ، بر غناى گنجينهء ادبيّات تازى ، بسيار افزوده است - . . . ( همان مأخذ ) ، از دير باز تاكنون لفظ « اولىتر » را در نظم و نثر به كار بردهاند . در بارهء پيشينهء اين كاربردها نگر : نوشتار پژوهشگرانهء آقاى على محمّد هنر را در : مجلّهء رشد آموزش ادب فارسى ، شمارهء پياپى 29 - 30 ، ص 74 و پس از آن . ظاهرا كهنترين كاربرد يافته شدهء « اولىتر » در زبان فارسى ، در ترجمهء تفسير طبرى ( ج 1 ، ص 128 و ج 2 ص 378 ) مىباشد ( نگر : : آينهء پژوهش ، ش 41 ، ص 65 ) . گويا برخى قدما ، « اولى » و « اولىتر » را « اولى » و « اوليتر » ( به « زير » لام ) تلفّظ مىكردهاند . و اين ، از اينكه در بعضى نسخههاى قديم « زير » در پائين لام مىگذاشتهاند ، دانسته مىگردد و نيز از اين بيت جامى : گرت افتد بمرحمت ميلى * رمه باشد به آن ز گرگ اولى ( نگر : كليله و دمنه ، ص 87 ، ح 5 ) نسخهء أساس چاپ كليله و دمنهء استاد مينوى ، از آن دستنوشتهاست كه لام مكسور در « اولىتر » را به روشنى مىنماياند ( نگر : كليله و دمنه ، ص 283 و 371 ) . در خور ذكرست كه كيفيّت كتابت « اوليتر » ( به همين ريخت متّصل ) ، در دستنوشت « دقائق التّأويل » ، هم سخت متناسب با قرائت به زير لام ( owli ، awli ) ، مىباشد . آقاى على محمّد هنر ( در : آينهء پژوهش ، ش 41 ، ص 65 ) اين تلفّظ را حاصل تصرّفى متعمّدانه به اين قصد كه كلمه « از صورت « افعل التفضيل » عربى بودن هم ، خارج گردد » مىدانند ( نگر : آينهء پژوهش ، ش 41 ، ص 65 ) - و اللّه أعلم بالصّواب . صاحب اين قلم - غفر اللّه تعالى له و لوالديه - را سخنى است در اين كه گويا أساسا « افعل التّفضيل » هاى