أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
458
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
دستنوشت خوانده مىشوند باشد . البتّه ممكن است « پاديز » هم باشد كه گونهء ديگر همان واژه است . به هر حال خواندن سه حرف واپسين ، ما را دست نمىدهد - و اللّه أعلم . لفظ « پاديز » را - كه درين يادداشت از آن سخن گفته شد - ببينيد در : ممالك و مسالك ، به اهتمام ايرج افشار ، مقدّمهء مصحّح . ( 606 ) 25 / 17 « جاريست ( 42 ) در فراخي » . در دستنوشت كاملا روشن نيست با كمك يادداشت كاتب در گوشهء زيرين رويهء 42 دستنوشت ( صفحه شمار ) و سنجش و گمان خوانده شد . ( 607 ) 25 / 18 « او را » . در دستنوشت كاملا روشن نيست . ( 608 ) 25 / 23 « ديگر بار » . در دستنوشت كاملا واضح نمىباشد . به نظرم مىرسد كه ضبط دستنوشت « ديگر باز » ( به « زاء » ) باشد . ( 609 ) 25 / 24 و 25 « گفت » . « روزى و » . در دستنوشت كاملا روشن نيست . به قرائتم يقين ندارم . ( 610 ) 25 / 25 « از آسمان » . در دستنوشت كاملا روشن نيست . به قرائت اطمينان ندارم . ( 611 ) 25 / 26 « يا نبىّ » . « يا » در دستنوشت دو نقطهء نامنظّم دارد . شايد يكى از دو نقطة از آن « يا » نباشد و « با نبىّ » بتوان خواند . ( 612 ) 25 / 26 « سال » . در دستنوشت بس ناواضح است ؛ به گمان ، چنين خوانديم . ( 613 ) 25 / 26 « فانظر » . در دستنوشت دو حرف اوّل پيدا نيست و آسيب ديده . از روى قرآن كريم نوشتيم . ( 614 ) 26 / 1 « خوذ نظر كن » . در دستنوشت ناواضح است . ( 615 ) 26 / 1 « تغيّر » . در دستنوشت سخن ناروشن است . گمان دارم ضبط دستنوشت « تغيير » يا « تغيّر » باشد - و اللّه أعلم بالصّواب . ما « تغيّر » را برگزيديم - در سنجش با سطور نخستين رويهء ديگر دستنوشت و نيز به اين اعتبار كه ريخت منعكس در عكس ما ( گ . ) به « تغيّر » بيشتر مىماند . ( 616 ) 26 / 2 « خرش » تا « مرده » . در دستنوشت چندان روشن نيست . به قرائتم اطمينان ندارم . ( 617 ) 26 / 3 « تغيّر نيافته است » . در دستنوشت از « است » جز « الف » پيدا نيست . به گمان ، چنين خوانديم . ( 618 ) 26 / 4 « ريزيذه » . « ريزيدن » : خرد شدن ، پوسيدن ، متلاشى شدن ، پاشيده شدن و ريز ريز شدن .