أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
428
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
واژهء « آنگاه » را از ترجمه كهن و معتبر شيخ ابو الفتوح رازى ، تفسير نگار نامور شيعى ، - رضوان اللّه تعالى عليه - برگرفتيم . در تفسير شيخ ابو الفتوح در ترجمهء عبارت قرآنى « إِنَّكَ إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِينَ » آنجا كه ترجمهء آيات را نوشته است - مىخوانيم : « تو آنگاه از جملهء ستمكاران باشى » ( چاپ علّامهء شعرانى - قدّس سرّه - ، ج 1 ، ص 348 ؛ چاپ كتابخانهء آية اللّه العظمى مرعشى نجفى - قدّس سرّه - ، ج 1 ، ص 217 ) . از معاصران ، استاد خرّمشاهى در ترجمهء عبارت ياد شده ، آوردهاند : « آنگاه از ستمكاران خواهى بود » ( چ 1 ، ص 22 ) و استاد فولادوند نوشتهاند : « در آن صورت جدّا از ستمكاران خواهى بود . » ( چ 1 ، ص 22 ) . ( 352 ) 14 / 8 « مأمون العاقبت » . شخص « مأمون العاقبة » كسى است كه فرجام كارش أمن كرده شده باشد و در عاقبت كار خطرى او را تهديد نكند و در اينجا منظور كسى است كه عاقبت بخير شود و در سراى ديگر مأمون باشد . اين كه مصنّف مىگويد كه أنبياء - عليهم السّلام - مأمون العاقبة هستند ، ناظرست بر عصمت ايشان و عصمت حالتي يا ملكهاى نفسانى و درونى است كه آدمى را از ارتكاب گناه باز مىدارد . در بارهء عصمت أنبياء - عليهم السّلام - بنگريد به : تنزيه أنبياء ( - عليهم السّلام - ) ، آية اللّه معرفت ، صص 18 تا 100 . ( 353 ) 14 / 11 « قوله - تعالى - : و من حيث . . . » . در عكس نسخه ، بخش آيات ، قسمت اعظمش ناروشن و ناآشكار است . ( 354 ) 14 / 17 « از هر موضع كى . . . » . از قرائت « كى » مطمئن نيستم . ( 355 ) 14 / 19 « باشيذ » . در عكس نسخه كاملا هويدا نيست . ( 356 ) 14 / 19 « سوى » . در دستنوشت ، آشكار نيست ؛ به گمان ، چنين آورديم . ( 357 ) 14 / 20 و 21 « دخول يافته است بر على . . . » . چنين است در دستنوشت . سنج : تفسير شيخ ابو الفتوح - طاب ثراه - ، چ شعرانى ، ج 1 ، ص 367 . ضمنا نگر : مغنى اللّبيب ، ج 1 ، ص 377 . ( 358 ) 14 / 21 « بيا » . يعنى : به ياء ، با ياء . ( « به » هم در قديم و هم امروز به فتح تلفّظ مىشده و مىشود . ) منظور ( ظ . ) « لئلّا » است كه در آن همزه كرسي ياء قرار گرفته است . اين هم قابل توجّه است كه در رسم الخّط برخى پيشينگان - از جمله همين دستنوشت « دقائق التّأويل » - به جاى ريخت « لئلّا » ، آن را به ريخت « ليلّا » كتابت مىنمودهاند . مطلب را بسنجيد با : « لئلا يكون هو لأن لا كتبت الهمزة ياء لكسرة ما قبلها و ترك نافع همزها تخفيفا و أدغمت النون في اللام » ( مجمع البيان ، ج 1 ، ص 426 و 427 . ) گويا إجمال و إيجاز مطلب بوده كه سبب شده كسى « بيا » را « بيان » بپندارد و يك « ن » - كه الحاقى بودنش هويداست - در دستنوشت بيفزايد .