أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
408
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
« اقتصار كردن » : بسنده كردن ، اكتفا كردن . « بهتر ز خدمتش نشناسم درين جهان * از اينهمه به خدمت او كردم اقتصار » ( فرّخى ) [ شايد هم : از اين ، همه ، . . . . همه : كلّا . ] « خواهم بقاى تو به زمان صد هزار سال * از من بدين قدر نكند اقتصار دل » ( سوزنى ) ( نقل با تصرّف از : لغتنامهء دهخدا ) . ( 243 ) 7 / 1 و 2 « . . . كى اين بهترين جوابهاست » . در بارهء پرسمان مطرح شده و پاسخهايش بنگريد به : مجمع البيان ، ج 1 ، ص 177 ؛ تفسير شيخ ابو الفتوح ( قدّس سرّه ) ، چ شعرانى ، ج 1 ، ص 128 ؛ التّبيان ، ج 1 ، ص 132 . ( 244 ) 7 / 3 و 4 « سبحان الله و بحمده » . « بحمده » در دستنوشت بىنقطه ثبت گرديده است . اين ريخت در نگارشهاى دينى ما - به همين ريخت « بحمده » - پيشينه دارد ؛ نگر : الأصول من الكافي ، صحّحه و علّق عليه الغفّارى ، ج 2 ، ص 582 ؛ نيز سنج : ص 550 . ( 245 ) 7 / 4 « . . . آن » . در اصل ، كلمهء قبل از آن به روشنى خوانده نمىشود . سايهاى ناقص ديده مىشود . شايد « ببركت » بوده باشد . ( 246 ) 7 / 8 « نمىدانيد » . در قرائت « نمى » ، گمانمندم ( نسخه آسيب ديده ) ؛ البته از لحاظ معنا درست همينست . ( 247 ) 7 / 11 « طلحه » . « طلحه » : عبيد اللّه بن عثمان بن عمرو بن كعب ، از صحابه . در واقعهء جمل جان داد . در تاريخنامهها احوالاتش را بتفصيل مىتوان جست و اگر طالب شرح مختصر باشيد ، نگريد به : فرهنگ فارسى ، دكتر معين ، بخش اعلام ، ذيل « طلحه » ( ش 6 ) . ( 248 ) 7 / 11 « زبير » . « زبير » : ابن عوّام قريشي ، از صحابه . در جنگ جمل كشته شد . تفصيل احوالش را در كتب مفصّل مىيابيد و اگر درخواه شرحي كوتاهيد ، بنگريد به : فرهنگ فارسى ، دكتر معين ، بخش اعلام ، ذيل « زبير » ( ش 3 ) . ( 249 ) 7 / 11 « كعب » . « كعب » : ظ . مراد « كعب الأحبار » مشهورست . وى ابو إسحاق كعب بن ماتع بن ذى هجن حميرى است و از تابعان بشمار مىآيد ( ف . 32 ه . ق . / 652 م . ) به روزگار جاهليّت از بزرگان دانشمندان يهود در يمن بود و در زمان ابو بكر اسلام آورد و در عهد عمر وارد مدينه شد . برخى مسلمانان مطالبى در بارهء امّتهاى پيشين از وى آموختند و او نيز قرآن و سنّت را از صحابه فرا گرفت . كعب به شام رفت و باشندهء حمص گرديد و همانجا مرد .