أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

405

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

« ملاك » كه فيروزآبادي « ملك » را دگرگونى از آن مىداند دست كم سه گواه در سروده‌هاى كهن تازى دارد : 1 ) فلست لإنسىّ و لكن لملأك * تنزّل من جوّ السّماء يصوب ( تو از تبار آدمى زادگان نيستى ، از تبار فرشته‌اى هستى كه از فراز آسمان فرود آمده است ) . 2 ) أبلغ النّعمان عنّى ملأكا * أنّه قد طال حبسي و انتظاري ( از من به نعمان پيغام ده كه حبس و انتظارم به درازا كشيده است . ) 3 ) أيّها القاتلون ظلما حسينا * أبشروا بالعذاب و التّنكيل كلّ أهل السّماء يدعو عليكم * من نبّى و ملأك و رسول ( اى كسانى كه حسين را به ستم كشته‌ايد ، شما را به عذاب و عقوبتي سخت مژده مىدهم . همهء آسمانيان ، پيامبران و فرشتگان و رسولان ، شما را نفرين مىكنند . ) ازين سه گواه بروشنى بر مىآيد كه ريشهء « ملأك » ، « لأك » است و نه جز آن . از مشتقّات « أ لك » ( به معناى پيغام فرستادن ) - كه بسيارى ريشهء اصلى « ملك » شمرده بودندش - چهار واژه در گواههاى شعري به كار رفته است : 1 ) ألوك : پيغام . 2 ) مألكة يا مأكلة : پيغام . 3 ) مألك : پيغام 4 ) ألكنى : پيغام مرا برسان . اين گواهها نمودار اينست كه مشتقّات « أ لك » واقعا در زبان تازى به كار رفته است . ( نگر : مجلّهء معارف ، دورهء دوازدهم ، ش 3 ، صص 15 - 29 ، گفتار آقاى كاظم برگ نيسى زير نام : « تحقيقي در ساختمان صرفى واژه‌هاى ملك و ملائكه » . ) نيز : عبارت متن « دقائق التّأويل » را سنج با : لسان العرب ، ذيل « أ لك » . ( 229 ) 6 / 13 « بدلى از شما » . سنج : تفسير شيخ ابو الفتوح ، چ شعرانى ، ج 1 ، ص 127 . ( 230 ) 6 / 14 « حضرت » . آغاز كلمهء « حضرت » آسيب ديده است و اگر لفظي ( مثلا « ب » ) در آغاز آن بوده ، بر ما پيدا نيست ؛ از ان روى اين نكته را گفتيم كه شايد ضبط « به حضرت » در اينجا از لحاظ معنائى مناسب‌تر باشد . ( 231 ) 6 / 14 « إمضاء » . « إمضاء » : بموقع اجرا گذاشتن ، به انجام رسانيدن ، اجراء ، راندن كار . ( كليله و دمنه ، ص 66 و 265 ح ) « اينست داستان كسى كه پيش از قرار عزيمت كار بإمضاء رساند » ( كليله و دمنه ، ص 265 ) « اگر رأى تو بر اين كار مقرّر است و عزيمت در امضاى آن مصّمم . . . » ( كليله و دمنه ، ص 66 ) . « حاكمى كه در امضاى احكام شرع از طريق ديانت و قضيّت امانت نگذرد و نكوهش مردمان او را از راه حقّ باز ندارد » ( كليله و دمنه ، ص 21 ) .