أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

390

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

آن همه دنيا فرا پوشذ و به همه فرا رسذ . كنارها بران هر كنارى چندانك قلالهاى هجر - و هجر نام دهى است از ديها [ ء ] مدينه ؛ ايشانرا سبوهاى آب بزرگ بوذى ؛ دو سبو از آن قلّهء حساب كردندى و قلّتين در آب از آن گرفته‌اند . از زير آن 2453 درخت چهار جوى بيرون مىآمذ ؛ دو جوى از آن ظاهر بوذ و دو جوى ( 766 ) باطن يعنى پوشيذه . آن دو جوى كى ظاهر بوذ در بهشت‌اند و آن دو جوى كى پوشيذه است نيل است و فرات ؛ و هم از زير اين درخت چهار جوى ديگر بيرون مىآمذ ؛ يكى آبى كى تغيّر نپذيرذ ؛ دوم شيرى كى طعم آن تغيّر نيابذ ؛ سيؤم خمرى بىمستى كى لذّة دهذ آشامندگان آن را ؛ چهارم عسل صافى ، چنانك خذاى - تعالى - در قرآن گفت : « فِيها أَنْهارٌ 2454 مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ [ وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ ] وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى » ؛ و اين درخت در حدّ آسمان هفتم است از آن جهت كى بهشت است و عروق و أغصان آن در زير كرسي است و عروق و أغصان ريشها و شاخها باشذ . رسول گفت : - صلّى اللّه عليه و آله - : چون من بسدرة المنتهى رسيذم و من مىدانستم كى آن سدره است و من ورقها و ثمرهاء آن مىشناسم ، آن درخت بنور خذاى - تعالى - پوشيذه است و ملايكهء بسيار پيرامن آن درخت درآمذه‌اند بعدد ملخ ، گويى كى از زرند يعنى همرنگ زرند بزردى ؛ از ترس خذاى - تعالى - هر لحظه پوششى بران درخت ظاهر شوذ كى اگر خواهند كى 2455 خلق عالم از نعت و صفت آن عاجز گردذ ؛ و بران درخت ملايكهء بسياراند چنانك عدد ايشان جز خذاى - تعالى - كس ندانذ و مقام جبريل در ميان آن درخت است . ( 767 ) چون بمقام جبرئيل رسيذم مرا گفت : اى محمّد ! پيش برو . گفتم : تو پيش رو . گفت : اى [ محمّد ] ! تو پيش [ رو ] كى تو بر خذاى - تعالى - از من گرامىترى . من پيش رفتم و جبرئيل بر اثر من مىآمذ تا بحجاب رسيذم . آنجا فرشهاى زر 2456 انداخته بوذ . جبرئيل حجاب بجنبانيذ . گفتند : كيست ؟ گفتم : جبريل است و محمّد با وى . ملك گفت : اللّه اكبر ، و دست از حجاب بيرون آورد و مرا در اندرون حجاب برد و جبرئيل آنجا باز ماند . گفتم : اى جبرئيل ! درآى . گفت : « وَ ما مِنَّا 2457 إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ » يعنى هر كس را از ما كى ملايكه‌ايم مقامي 2458 معيّن هست ؛ از آن مقام تجاوز نتوانيم كرد . منتهى خلايق تا اينجاست 2459 . خذاى - تعالى - مرا تا بحجاب دستورى بيش نفرموذه است و آن از براء 2460 احترام تو است و عظمت تو . پس مرا آن ملك به كمتر از طرفة العيني بحجابى از لؤلؤ رسانيذ . پس آن