أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
326
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
و به خدا ايمان آرند « أَ فَلا تَعْقِلُونَ » عاقل نمىشويذ ؟ - تا بدانيذ كى آن بهتر است و توسّل كنيذ به ايمان تا به آن رسيذ ؛ و گفتهاند : أ و لم تقرءوا القرآن فتعرفوا كيف كان حال من كذّب الرّسل قبلهم ، و قرآن نمىخوانيذ و در آن فكر نمىكنيذ تا بدانيذ كى پيش از شما حال آنها كى تكذيب رسل كردهاند چگونه بوذه است و بأنواع عذاب خذاى - تعالى - ايشانرا چگونه هلاك گردانيذه است تا در نفس شما عبرتى ظاهر شوذ و تكذيب محمّد - صلّى اللّه عليه و آله - و قرآن نكنيذ ؟ ؛ و أضاف الدّار هاهنا الى الآخرة على تقدير حذف الموصوف و لدار نشأة الاخرى و في غيرها صفة للدّار ، و اضافت « دار » درين موضع ب « آخرة » ( 655 ) بتقدير حذف موصوف كرده است ؛ گوييا كى گفته است : دار نشأة اخرى ؛ و « دار » سرا بوذ ؛ و نشاة اخرى عبارتى از خلقي كى روز قيامت حق - سبحانه و تعالى - ايشانرا بيافرينذ و از گور بر انگيزذ و از ايشان حساب خواهذ و ايشانرا ثواب و عقاب بوذ ؛ و اين قوم نشاة اولى 2259 باشذ كى ايشانرا در دنيا آفريذه بوذ و تكليف فرموذه ؛ و ايشان آدمى و پرى 2260 اند - و اللّه اعلم . « حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا » 2261 و أيقن الرّسل انّ قومهم كذّبوهم ، تا رسولان از ايمان آوردن قوم نوميذ شوند و يقين شوذ ايشانرا كى قوم ايشانرا تكذيب كردهاند ؛ و آنكس كى بتخفيف مىخوانذ - يعنى « كذبوا » - آن را دو وجه است : وجه اوّل آنست كى انّ الضّمير للمرسل اليهم و دلّ الرّسل على المرسل اليهم ، يعنى ضمير از آن مرسلانست كى بقوم فرستاذهاند و رسول دلالت بر مرسل مىكنذ و مرسل ( 656 ) خذاى - تعالى - است كى رسل را بايشان فرستاذه است ؛ پس اين تكذيب ، نه پيغمبرانرا كردهاند ، خذا را كردهاند ؛ و گفتهاند : ذكر مكذّبان مقدّم داشت آنجا كى فرموذ : « أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ » ؛ وجه دوم : كى ضمير عايد است با رسل ، و المعنى ظنّ الرّسل انّ قومهم كذّبوهم فيما وعدوهم من الاجابة للايمان ، رسولان را يقين شذ كى قوم با ايشان از وعدهء أجابت ايمان با ايشان دروغ گفتند و كذّب يتعدّى الى مفعولين : كذّبته الحديث ؛ و قتيبى و جماعتي از مفسران گفتهاند : تا رسولان گمان برند كى ايشان در آنچ با قوم گفتهاند از نزول عذاب دروغ گفتهاند يعنى قوم تكذيب رسل مىكردند و رسل بجزاء تكذيب ايشان ايشانرا وعدهء عذاب مىكردند و عذاب دير مىرسيذ ؛ رسل را گمان افتاذ كى در وعدهء عذاب دروغ گفتند : و اين وجه باطل است ،