أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

پيشگفتار 36

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

انديشه‌هاى او مىرفت ! حقيقت اين است كه آنچه از حيات بزرگان و ناموران مهمّ است و در نگريستنى ، همانا انديشه‌ها و منش ايشان است ، و گرنه نام و نشان و سال و ماه زاد و شد و ديگر ويژگيهاى شخصى افراد را دانستن - جز آنجا كه گرهى از شناخت حيات فكرى و فرهنگى بزرگان دانش و بينش بگشايد - به كارى نمىآيد . عيار بود و نابود آدمى به انديشه‌هاى او دانسته مىشود : اى برادر تو همان انديشه‌اى * ما بقي تو استخوان و ريشه‌اى گر گل است انديشهء تو گلشنى * ور بود خارى تو هيمهء گلخنى 85 ابو المكارم حسنى هم از اين قاعده مستثنا نيست ، و از اين رو بيش از آنكه نام پور و پدر و ويژگيهاى مادّى حياتش جستنى باشد ، منش و مسلك و جايگاهش در سير انديشگى تشيّع در ايران ، درخور شناخت و كاوش مىنمايد . تشيّع از همان صدر اسلام ، در ميان ايرانيان پايگاهى ويژه يافت و اين تابع علل گوناگونى بود - كه پيشگفتار حاضر جاى طرح و بررسى آنها نيست . برخى - خواسته يا ناخواسته - تشيّع را طريقه‌اى مختص يا حتّى ساختهء ايرانيان وانموده‌اند كه نه تنها مدّعايشان با اسناد و شواهد تاريخي نمىسازد و با اقامهء ساده‌ترين دلائل تاريخي بطلان آن را مىتوان ثابت كرد ، 86 بيان اين سخن شگفت‌آور خود بهترين نشانهء قلّت بضاعت اين افراد در شناخت شيعه و تاريخ ايران يا غرضمندى و ناراستيشان در كار ، مىباشد . تشيّع ، عمدتا به دو صورت وارد ايران شد . شكل نخست آن كه گرايش كلّى به سمت اهل بيت - عليهم أفضل الصّلوات - بود ، از طريق داعيان عبّاسى و سنّى - شيعه‌هايى ترويج مىشد كه به طور عمده در عراق پرورش يافته بودند و أحاديثي در ستايش اهل بيت - عليهم الصّلاة و السّلام - روايت مىكردند . شكل دوم آن از طريق شيعيان اعتقادي ، يا به تعبير رساتر ، امامى مذهبان ، بود . 87 چه اين شيعيان ، و چه غير شيعيان - كه به حقيقت يا به ظاهر سازى ، از خود أرادت به خاندان وحى ( صلوات اللّه و سلامه عليهم أجمعين ) نشان داده‌اند - ، در ميانشان ، هم عرب بوده است ، و هم ايرانى .