أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
پيشگفتار 26
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
« عقل » و « نقل » ، گروههاى گوناگونى را در معركهء انديشههاى كلامى جهان اسلام مىتوان مشاهده كرد . برخى متكلّمان ، همچون معتزله ، تا آنجا پيش رفتهاند كه همهء معارف اعتقادي را عقلى دانسته و نقش وحى را تأييد و ارشاد حكم عقل پنداشتهاند . برخى ديگر ، چون اشاعره ، همهء واجبات حتّى وجوب معرفت خدا و هرگونه حسن و قبح را نقلى دانسته ، نقش اصلى عقل را دفاع از معارف دينى ديدند . بگذريم از اهل الحديث و حنبليان كه تنها مصدر اعتقاد را كتاب و سنّت دانسته ، از هر گونه تكلّم در مسائل اعتقادي احتراز مىجستند . در ميان متكلّمان اماميّه نيز اگر چه در اصل حجّيّت عقل و وحى اختلافي نبوده ، همواره گرايشهاى مختلفى در پيرامون آن وجود داشته است . 60 اثر گذارى دانش كلام بر « تفسير » - يا شايد به سخنى باريكتر : معرفت مفسّرانهء مفسّران از قرآن - و علوم قرآنى دامنهاى بيكران دارد . مىتوان گفت كه حجّيت و فهم محتواى پارهاى از كتاب و سنّت ، مبتنى بر مباحث كلامى است . علاوه بر اين كه اصل حجّيّت قرآن و مصون بودن آن از خلاف و كلام حق بودن آن از مباحث كلامى است و همين طور حجّيّت سنّت ، فهم پارهاى از آيات قرآن و كلمات معصومان - عليهم السّلام - ، بدون مباحث كلامى ممكن نيست يا غير منقّح است . براى مثال ، فهم آياتي از قرآن كه به أوصاف حق - تعالى - مىپردازد ، مسألهء جبر و اختيار ، شرور و اعدام ، بدون بحثهاى نظري يا ممكن نيست يا غير منقّح است . اختيار هر يك از نظريههاى جبر يا اختيار يا امر بين الامرين ، فهم خاصي از اين آيات را نتيجه مىدهد . همين طور در باب هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ ، فهم و تحليل اوّل و آخر و ظاهر و باطن بودن خداوند ، نيازمند بحثهاى عقلى و نظري است كه جاى آن در كلام ( و فلسفه ) است . 61 ترديدى نمىتوان روا داشت كه بنياد و سرچشمهء كلام إسلامي نيز چون ديگر دانشهاى دينى مسلمانان ، كتاب آسمانى - يعنى : قرآن كريم - است ، و دانش كلام إسلامي در درجهء اوّل از قرآن مايه مىگيرد و روى در قرآن دارد . اين هم حقيقتي است كه دانشهاى قرآنى و علم كلام إسلامي در طول تاريخ تمدّن إسلامي داد و ستد بسيار نمودهاند . تفسير گران ناگزير بودهاند از اين كه دستاوردهاى دانش كلام را در توضيح و تبيين هر چه بيشتر وجوه كلامى قرآن كريم به كار گيرند و