أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

177

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

قرظة بن [ . . . ] و عمرو بن نوفل با اشراف بنى عبد مناف - كى كافران گردن كش بوذند - پيش ابو طالب آمذند و گفتند : اى ابو طالب ! اگر پسر براذر ( 368 ) تو اين موالي ما را و خدمتكاران ما را از پيش خوذ دور كنذ ، تعظيم او در دل ما زيادت بوذ و إجلال و توقير او در نظر ما بيش نمايذ و ما او را مطيع‌تر از بندگان ما باشيم و بمتابعت ما او را نزديكتر و ما او از بتصديق كردن اوليتر و سزاوارتر باشيم . ابو طالب خدمت رسول آمذ . عمر حاضر بوذ . اين حكايت با رسول - صلّى اللّه عليه و آله - باز گفت . پيش از آنك رسول جواب فرموذى . عمر گفت : التماس ايشان اگر مبذول دارى شايذ تا به بينم كى مراد ايشان چيست و اين ماجرا بچى مىرسذ ؟ در حال اين آيت منزل شذ . عمر از مقالت خوذ عذر خواست . مصنّف كتاب گويذ : اين حركت از عمر غايت بىادبى بوذ و مراد اين طايفه تنقير 1842 فقرا بوذ از رسول بلك تنقير خلق و عمر موافقت أهواء ايشان كرد . بارى - تعالى - بلفظ « وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ » با رسول خطاب مىفرمايذ امّا حكم با عمر مىروذ كى تو فضولي مكن و سلمان و أبو ذر و عمّار ياسر و حذيفة و خبّاب بن الأرتّ و نظراء ايشانرا كى نماز صبح و نماز ديگر در خدمت رسول مىگزارند بطمع صحبت و مجاورت و دوستى اشراف پر إسراف كفّار قريش دور مكن . ( 369 ) كلبى گويذ : قريش گفتند : نوبت ساز ، روزى ما آئيم و روزى ايشان . رسول گفت : من اين نكنم . گفتند : مجلس يكى ساز امّا روى بما آور و پشت بر ايشان كن . خذاى - تعالى - اين آيت فرستاذ . جبير بن نفير گويذ : اين اشراف گفتند : اى محمّد ! اگر ترا بما فرستاذه‌اند اين ضعفا و افتاذگانرا بران تا ما ايمان آريم . مؤمنان را سخت آمذ . خذاى - تعالى - آيت فرستاذ . « وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ » از حضرت خوذ دور مكن - اى محمّد ! - مؤمنان را يعنى سلمان و أبو ذر و نظراء 1843 ايشان . عبد اللّه عباس گويذ : « يَدْعُونَ رَبَّهُمْ » كى اين مؤمنان درويش « يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ » خذاى خوذ را مىخوانند و نماز بامداد و نماز پسين مىگزارند و بإخلاص ياذ پروردگار خوذ مىكنند ؛ و گفته‌اند : هر بام و شام خذاى را بتلاوة قرآن ياذ مىكنند . « يُرِيدُونَ وَجْهَهُ » و مراد ايشان در أداء نماز صبح و نماز پسين و خواندن قرآن رضاء خذاست ، نه طلب جاه دنيا و حكم و مال چنانك اهل ريا راست . « ما عَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَ ما مِنْ حِسابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْءٍ » 1844 بر تو از حساب ايشان چيزى نيست و از حساب تو بر ايشان چيزى نيست 1845 .