أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

152

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

« وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » و خذاى - تعالى - بر [ عقاب ] 1729 و ثواب و جميع اشيا قادر است . « يا أَيُّهَا الرَّسُولُ لا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ » يعنى : اى محمّد ! محزون نگردانند ترا آنانك دوستى مىكنند از منافقان با كافران . « يسرعون » 1730 خوانده‌اند ، اى : في موالات الكفّار و مظاهرتهم ، يعنى : در دوستى كردن با كافران و پشتى 1731 ايشان در كفر . « مِنَ الَّذِينَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ » از آنانك 1732 به زبان گفتند : ايمان آورديم و دلهاى ايشان مؤمن نشذ ، و ايشان منافقان بوذند - چنانك خذاى - تعالى - در سورة حجرات از ايشان خبر داذ : « وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ » 1733 ، زيرا كى اگر حقيقت ايمان در دل ايشان بوذى بعد از رسول با فرزندان او آن همه جفا نكردندى و خوذ را بر ايشان تقديم و ترجيح ننهاذندى . « وَ مِنَ الَّذِينَ هادُوا » ( 316 ) و از آنانك جهوذ شذند « سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ » اى : قوّالون به ، يعنى : با تو مىنشينند و سخن تو مىشنوند و آن را بدروغ بيرون مىآرند ، يعنى : دروغ در آن وضع مىكنند و بطريق 1734 اخبار بيرون مىآرند كى محمّد چنين گفت . مصنّف كتاب گويذ : أحاديث موضوع و تفسير موضوع همه چنين بوذه است كى منافقان با علماء يهود دوستى مىكردند چنانك خذاى - تعالى - در چندين موضع از قرآن اين صفت فرموذه است ؛ از آن اين يك موضع كى پردهء ايشان مىدرانذ و قبايح و فضايح ايشان بيان مىفرمايذ ؛ و بهر طريق كى مىخواستند از أحبار يهود التماس مىكردند تا أحاديث افترا مىكردند و در قرآن بطريق تفسير چيزها مىنوشتند و بدست خلق مىداذند و در عالم فاش مىكردند ، امّا خذاى - تعالى - حكم چنان فرموذ كى بر اهل ايمان اين احوال پوشيذه نمانذ و مكر ايشان ظاهر شوذ و باطل از حق پديذ آيذ و كفر از ايمان پيدا گردذ و قرآن كى بعضى مفسّر بعضى است 1735 آن را باز خلق نمايذ . « وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ ( 317 ) وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ » 1736 بلك قرآن را از هذيان ايشان رعايت فرمايذ چنانك فرموذ : « لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ » 1737 آرى ! مشك از پشك 1738 و درّ از خزف 1739 پديذ آيذ 1740 ! « سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ » گفته‌اند : مراد از « سمّاعون » أول بنى قريظه‌اند و از « سمّاعون »