أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

پيشگفتار 19

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

از آنكه حكايتگر غرابت ترجمه و تفسير پارسى كتاب خدا - سبحانه و تعالى - باشد ، داستانگوى از احتياط و دست به عصا راه رفتن امير سامانى در رسميّت بخشيدن به كارى باشد كه فقيهان اهل سنّت در آن هم‌راى و همسخن نبوده‌اند . پرسمان جواز يا عدم جواز فقهي ترجمهء قرآن كريم به زبان ديگر ، از سده‌هاى نخستين إسلامي ، مورد بحث و مناقشهء فقيهان و مفتيان بوده است . از بنيانگذاران مذاهب چهارگانهء اهل سنّت ، شافعى و احمد بن حنبل و مالك بن انس ، ترجمهء قرآن را روا نمىدانستند ؛ 36 ابو حنيفه خواندن قرآن را به زبان عجمى مطلقا جايز دانسته است ؛ 37 هر چند به قولي وى از فتواى خويش برگشته . 38 با وجود چنين موقعيّت خطيرى و احتمال تعرّض حكومت متشرّع‌نماى عبّاسى ، آيا شگفت‌آورست سامانيان - كه سياستشان رابطهء مسالمت‌آميز با خليفه بوده است - آنگاه كه مىخواهند به كارى اينچنين بحث انگيز دست زنند ، با اين استفتاء كلان ، راه تعرّض عبّاسيان را ببندند و با بسنده نكردن به پيشينهء اين كار نزد مسلمانان ، زبان فقيهان پر قدرت پايتخت خلافت را بر خويش نگشايند ؟ احتمالا امير سامانى با مصلحت‌انديشان پيرامونىاش ، فتوا خواستن از عالمان ورزرود را ترفندى براى پيشگيرى از متزلزل شدن مشروعيّت حكومت خويش خواسته‌اند ، اگر چند از وجود ترجمه‌هاى پارسى قرآن كريم ( كه بر دست برخى دانشوران مسلمان پارسى زبان انجام گرفته بود ) خبر داشته‌اند . در آن سده‌ها تنها قرآن به پارسى ، « ترجمه » نشد ، بلكه تفسيرنامه‌هائى هم به پارسى پديد آمد . كهن‌ترين تفسيرنامهء شيعى اثنا عشرى پارسى ، كتاب روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن ( آوازه يافته به نام : تفسير شيخ ابو الفتوح رازى ) است كه خود - در بيست دفتر - از گسترده‌ترين تفسيرنامه‌هاى شيعى - خواه تازى و خواه پارسى - بشمارست . 39 البتّه روض الجنان و روح الجنان كهن‌ترين تفسيرنامهء شيعى اثنا عشرى پارسى است كه در پهنهء آگاهى ما گنجيده ؛ ور نه چه بسا تفسير نامه‌هاى شيعى پارسى باشد كه در كنج كتابخانه‌ها ناشناس و گمنام مانده يا در تاريخ پر فراز و نشيب سرزمينهاى مسلمانان - بويژه