أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
94
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
و او از اهل فدك بوذ و مسلمان بوذ ، و از قوم او جز وى مسلمان نبوذ . آوازهء سريّهء رسول - صلّى اللّه عليه و آله - بسمع ايشان رسيذ و امير آن سريّه آن روز مردى 1319 ، نام وى غالب بن فضالة 1320 اللّيثىّ ، بوذ . همه بگريختند الّا اين مرداس - زيرا كى مسلمان بوذ . چون لشكر بديذ بترسيذ كى نه اصحاب رسول باشند . گوسفندان را در سولاخ 1321 كوه كرد و خوذ بر سر كوه رفت . چون لشكر برسيذ ، آواز بتكبير برآوردند . او چون آواز تكبير بشنيذ ، بدانست كى اصحاب رسولند . از كوه فروذ آمذ و « لا إله الا الله محمد رسول الله » مىگفت . پس گفت : السّلم عليكم . اسامة بن زيد او را بكشت و گلهء گوسفند او بگرفت و به خدمت رسول - عليه السّلم - باز آمذ . و اين حكايت با رسول رسانيذند . اين آيت منزل شذ . ( 188 ) رسول آن را بر اسامه خواند . اسامه گفت : استغفر لي ، يا رسول اللّه ! رسول گفت : أعتق رقبة ، يعنى : بندهء آزاذ كن . صاحب تفسير لباب در كتاب خوذ گويذ 1322 : رسول بر اسامه انكار كرد . گفت : چرا او را بكشتى - و او كلمهء « لا إله الا الله محمد رسول الله » مىگفت - ؟ گفت : يا رسول اللّه ! او اين كلمات براء آن گفت تا به آن مال باهل خوذ بازگردذ . رسول گفت : هلّا شققت عن قلبه ؟ 1323 ؛ و حلّف بهذا السّبب الّا يقاتل من يقول : « لا إله [ الّا ] اللّه » ، و لهذا قعد عن نصرة علىّ فلم يكن معه و لا عليه . مصنّف كتاب گويذ : اين مفسّر به اين قول رو در كفر دارذ ، زيرا كى على را - عليه السّلم - بقتال با مارقين و ناكثين و قاسطين خاطى مىدانذ و او بر خطا نبوذ و هر كس كى او را بر خطا دانذ كافر بوذ ، زيرا كى از خطاء وى خطاء رسول لازم آيذ - حاشهما ! - ؛ و نيز ترجيح مىنهذ اسامه را بر امير المؤمنين . مگر از دعاء رسول در حقّ امير المؤمنين ب « اللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله » 1324 خبر نداشت و اسامه روز غدير در بيعت حاضر نبوذ و اين دعا از رسول نشنيذ ؟ ! - اللّهمّ اهدنا من عندك و احشرنا ( 189 ) مع أوليائك . و گفتهاند : قاتل محكّم بن جثامة بن قيس بوذ . « إِذا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ » چون سير كنيذ در راه غزو و قتال كفّار « فَتَبَيَّنُوا » يعنى : روشن كنيذ مؤمن را از كافر ، و در قتل تعجيل منمائيد « وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً » و مگوئيذ آن را كى بر شما سلام كنذ : تو نه مؤمنى ، زيرا كى سلام شعار اهل