أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

پيشگفتار 16

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

آنها پرداخته‌اند مانند زراره و محمّد بن مسلم و معروف و جرير و أمثال ايشان . طبقهء دوم : اهل تأليفات اولى تفسير مانند فرات بن ابراهيم و ابو حمزهء ثمالى و عياشى و على بن ابراهيم قمى و نعمانى صاحب تفسير . . . . طبقهء سوم : طبقهء ارباب علوم متفرّقه است مانند سيّد رضى در تفسير ادبى خود و شيخ طوسى در تفسير كلامى خود كه تفسير تبيان است و صدر المتألّهين شيرازى در تفاسير فلسفي خود و ميبدى گنابادى در تفسير عرفانى خود و شيخ عبد على حويزى و سيّد هاشم بحرانى و فيض كاشانى در تفسير نور الثّقلين و برهان و صافى ؛ و كسانى ميان عده‌اى از علوم در تفسيرشان جمع كرده‌اند ، مانند شيخ طبرسى در مجمع البيان كه از راههاى مختلف لغت و نحو و قرائت و كلام و حديث بحث مىكند . 24 پيش از انجام سخنمان در بارهء چشم‌انداز كلّى تفسير و تفسيرنگارى نزد شيعه ، ياد كرد نكته‌اى كرامند ناگزير مىنمايد : نگاهى به گذر انديشهء شيعه از آغاز تاكنون نيك وامىنماياند كه در درون اين مذهب گرايشهاى گوناگونى بوده - و اين نه ويژهء تشيّع ، كه ويژهء هر انديشهء بزرگ ديرزى و فراخوانندهء زنده است . اين گرايشها در نحوهء بهره‌گيرى از أحاديث ، بهره‌جويى از خرد در تفسير متون دينى ، به‌كارگيرى شيوهء تأويل در آيات و اخبار ، و نيز اثر پذيرى از محيطهاى ناهمگون فرهنگى در عراق ، خراسان ، رى ، قم و ديگر فرهنگ شهرها و نواحي حضور و حيات فرهنگى - انديشگى شيعيان قابل ارزيابى است . در كل ، دو گرايش اخبارى و اصولى ( يا : عقلى ) بر شاخه‌ها و گرايشهاى خردتر سايه افكنده‌اند . 25 بىگمان نمىتوان معرفت دينى فيض كاشانى و سيّد مرتضى ، يا علّامه مجلسي و شيخ طوسى ، يا محدّث نوري و شيخ ابو الفتوح رازى و محقّق كركى و شيخ مفيد را همچون و همچند شمرد . اين خود پيش از آنست كه بخواهيم چند و چون شناخت هر يك از اين بزرگواران را - كه خداى غريق رحمتشان كناد - بر ديگرى برترى دهيم . زبان پارسى در خدمت قرآن پارسى پژوهى نوشته است : براستى نمىدانيم فارسىزبانان از زماني كه با دين اسلام و قرآن آشنايى حاصل كرده‌اند تاكنون چند بار قرآن را به زبان فارسى و ديگر لهجه‌هاى ايرانى ترجمه و يا تفسير كرده‌اند ، چه علاوه