الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

85

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

رعن : خداى تعالى گويد : ( لا تَقُولُوا راعِنا - 104 / بقره ) و ( وَ راعِنا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ طَعْناً فِي الدِّينِ - 46 / نساء ) . سخنى بود كه بطور نيشخند به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىگفتند و قصدشان سست كردن و فريب بود كه بطور ايهام مىخواستند بگويند كه ما مىگوئيم ما را ملاحظه كن . از واژه - رَعُنَ الرَّجُلُ يَرْعُنُ رَعَناً - كه اسمش - رَعِنٌ و أَرْعَنُ و امرأة رَعْنَاء است : احمق و گول شد ، يعنى مرد و زن احمقى هستند ، علّت ناميدن به اين صفت به خاطر كژى و انحراف از عقل است كه تشبيهى به - رَعْن - يعنى ستيغ كوه است كه غالبا متمايل و جلو آمده و غير مستقيم است . شاعر گويد : لو لا ابْنُ عُتْبَةَ عَمْرٌو و الرَّجَاءُ لَه * ما كانتِ البَصْرةُ الرَّعْنَاءُ لى وَطَناً « 1 » كه وصف بصرة با واژه - رَعْنَاء « 2 » - يا به نسبت معيشت و شادمانى در آنجا است و يا نسبت به قريه و روستا سنجيده شده و تشبيهى است از بصرة به زن رعناء و يا به خاطر دگرگونى و تغييرات هواى آنجا .

--> ( 1 ) شعر از فرزدق است كه در مآخذ ديگر چنين است : لو لا ابو مالك المرجو نائله * ما كانت البصرة الرّعناء لى وطنا يعنى : اگر اميدوارى به بخشش ابو مالك يا ابن عتبه نبود اين شهر بصره كه هوايش و موقعيّتش متغيّر و غير طبيعى است وطن من نمىبود . ( 2 ) واژه - رعناء - در ادبيّات فارسى بيشتر با عبارات - رعنا قد - و يا - گل رعنا - در معانى زيبا و متكبّر و خرامان و چالاك و لطيف به كار رفته است و آواى حروف و اداى كلمه هم همين معانى را تداعى مىكند ولى در زبان عرب اين واژه با همزهء آخر يعنى ( رعناء ) در معنى گول و سست و احمق و پيش آمده و عظيم و فربه و متمايل به سقوط به كار مىرود كه البتّه از يك جهت و از يك نظر معانى فارسى و عربى آن به هم نزديك مىنمايد و آن هم بىاعتنائى در آن معانى است چه در زيبائى كه در معرض تلف و تباهى است و چه در معنى قلّه كوه و عظيم و فربه كه توهّم افتادن و تلف شدن در آن نيز وجود دارد . گويى كه در هر دو معنى سكونت و آرامش متصوّر نيست بلكه انحراف متصوّر است .