الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
726
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
معنى يارى و باران در آن صحيح است . غَيْث : مطر يا باران است در آيه : ( كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ - 20 / حديد ) « 1 » شاعر گويد : سمعت النّاس ينتجعون غيثا * فقلت لصيدح انتجعى بلالا « 2 » . غور : الغَوْر : فرو رفتگى و گودى زمين . غَارَ الرّجل و أَغَارَ : آن مرد به غيرت آمد و رشك نمود . غَارَتْ عينه غَوْراً و غُئُوراً : چشمش از اشك خشك شد ، در آيات : ( ماؤُكُمْ غَوْراً - 30 / ملك ) يعنى كم شونده و فرو رونده . ( أَوْ يُصْبِحَ ماؤُها غَوْراً - 41 / كهف ) غَار : مغّاره و شكاف كوه : گفت ( إِذْ هُما فِي الْغارِ - 40 / توبه ) بطور كنايه به بطن و عورت - غَارَيْنِ مىگويند . مَغَار : جاى فرو رفته ، گفت : ( لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغاراتٍ أَوْ مُدَّخَلًا - 57 / توبه ) ( هر گاه پناهگاه و يا نهان گاه و گريزگاهى مىيابيد در حالى كه گستاخى و چموشى مىكنند به سوى آنها روى مىآورند ) غَارَتِ الشّمس غِيَاراً : خورشيد نهان شد ، شاعر گويد : هل الدّهر الّا ليلة و نهارها * و الّا طلوع الشّمس ثمّ غيارها « 3 » غَوَّرَ : به سختى فرود آمد .
--> ( 1 ) بدانيد كه زندگى اين جهان و حيات دنيا سرگرمى و بازيچه و زينتى است و مايه تفاخر و تكاثر در ميان خودتان و همچنين زياده طلبى اموال و اولاد مانند بارانى كه رويانيدن گياه آن كفّار را به شگفتى مىآورد و سپس مىخشكد و آنها را در دشت مىبينى و سپس ريز ريز و پراكنده شوند . ( 2 ) شعر از ذو الرّمة است خطاب به - صيدح - كه اسم ناقهء اوست مىگويد شنيدم كه مردم طلب باران مىكنند من هم به صيدح گفتم تو هم براى تر كردن گلويت نالهاى سر ده و طلب باران كن . ( 3 ) شعر از - ابو ذؤيب هذلى است - كه چه نيكو ، گذاران روزگار و عدم سكون زندگى را با تشبيهاتى محسوس بيان كرده مىگويد : آيا روزگار مگر بجز شب و روزى است كه پياپى است و مگر جز اين است كه خورشيد طلوع مىكند ، و سپس نهان مىشود . ( مقائيس اللّغه 4 / 401 ) .