الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

721

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

پيامبر عليه السّلام كه فرمود : « من لم يَتَغَنَّ - بالقرآن » « 1 » . . غيب : الغَيْب : مصدرى است يعنى پنهان شدن خورشيد و غير آن وقتى كه از چشم پوشيده شود . غَابَ عنّى كذا : از ديده‌ام پنهان شد ، در آيه گفت : ( أَمْ كانَ مِنَ الْغائِبِينَ - 20 / نمل ) ( سخن حضرت سليمان در بارهء نديدن هدهد است )

--> ( 1 ) تمام حديث فوق در مآخذ معتبر ديگر چنين است : « انّ هذا القرآن نزل بحزن فاذا قرأتموه فابكوا فان لم تبكوا فتباكوا فمن لم يتغنّ بالقرآن فليس منّا » ابو عبيد مىگويد : سفيان بن عيينه اين حديث را اينطور نقل كرده است : « ليس منّا من لم يستغن بالقرآن عن غيره » يعنى كسى كه با قرآن و هدايت آن از غير قرآن بى نياز نشده است از دين ما نيست . ابو عبيد ، معنى با صوت و آهنگ خواندن قرآن را از مفهوم آن حديث نمىداند و مىگويد : « و لو كان معناه التّرجيع لعظمة المحنة علينا بذلك اذ كان من لم يرجّع بالقرآن فليس منه عليه السّلام » يعنى اگر معنى خواندن قرآن با آهنگ منظور باشد كه نيست كار بر ما مشكل مىشود زيرا بنا به اين معنى هر كسى نتواند قرآن را با آهنگ بخواند از پيامبر نيست و اين سخنى ناگوار و بيهوده است . نظر ابو عبيد را شريف مرتضى على بن حسين موسوى علوى در كتاب ( امالى المرتضى ) چندين بار در ذيل تأويل حديث فوق تأييد و تشريح كرده است و مىگويد احتمال دارد معنى « من لم يتغن » از عبارت - غنى الرّجل بالمكان باشد يعنى كسى كه باقيماندن و اقامتش در جايى طولانى مىشود و خداوند هم در آيه : ( كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيهَا - 92 / اعراف ) همان معنى را اشاره كرده است و ( و ليس منّا ) در حديث هم يعنى روش و اخلاق پيامبر ( ص ) نيست ، كه با اشعارى از شعراء عرب مثل اعشى و نابغه استشهاد كرده است ، اعشى مىگويد : و كنت امرأ زمنا بالعراق * عفيف المناخ طويل التغن كه منظورش بىنيازى و استغناى اوست و نيز گفته شده « لم يتغن بالقرآن » منظور كسى است كه آشكارا قرآن را قرائت نكند . ازهرى مىگويد يتغنى بالقرآن - كه در حديثى ديگر هم آمده است يعنى يجهر به ، آشكارا و روشن قرائت كند و نيز به معنى - تحسين القراءة و ترقيقها : يعنى نيكو خواندن و با نرمى قرائت كردن نيز هست در نظر اعراب هم كسى كه در خواندن چيزى بانگ بردارد صدايش را ( غنا ) گويند . غناء : با فتحه ( غ ) سود و منفعت و ( غناء ) با كسره آواز و ( غنى ) آسايش و رفاه مالى . ابن اعرابى مىگويد : قبل از اسلام اعراب با ركبانى يعنى آوازى با صداى مخلوط و كشيده و خوش آهنگ تغنّى مىكردند مثلا هر وقت بر شتر مىنشستند يا در فضاى خانه بودند و در بيشتر حالات آواز ( ركبانى ) مىخواندند ، همين كه قرآن نازل شد ، پيامبر ( ص ) فرمود : كسى كه آشكارا قرآن را ( ركبانى ) بخواند از ما نيست و در احاديث ، منظور از - تغنّى غناء - آواز اهل لهو و لعب مقصود نيست . ليس المراد ( الغناء ) المعروف بين اهل اللّهو و اللّعب . ( لسان العرب 5 / 136 - المحكم و المحيط الاعظم 6 / 14 امالى المرتضى 1 / 34 و 35 - مجمع البحرين 1 / 321 ) .