الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

718

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

( بىنيازى واقعى ، عزّت نفس و بىنيازى روحى و نفسانى است ) سوّم - غنى - در معنى زيادى دستآورده‌ها بر حسب گونه گونى مردم ، مثل آيات : ( وَ مَنْ كانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ - 6 / نساء ) ( الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ وَ هُمْ أَغْنِياءُ - 93 / توبه ) ( لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِياءُ - 181 / آل عمران ) « 1 » اين مطلب ، يعنى مفهوم آيه اخير را وقتى كه آيه : ( مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً - 245 / بقره ) نازل شد گفتند ( يعنى خدا از ما قرض مىخواهد ؟ و اين مطلب نهايت كوتاه بينى چنان كسان را مىرساند كه يارى و وام دادن به مستضعفين را به حساب قرض و وام دادن به ذات خدا تلقّى كردند ) . و آيه : ( يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ - 273 / بقره ) داراى عزّت نفس و بى نيازى معنوى هستند بطوريكه شخص نادان آنها را اغنياء مىپندارد زيرا در آنها پارسائى و خوددارى از حرام و لطف و مهربانى مىبينند « 2 » .

--> ( 1 ) خداوند سخن كسانى را كه گفتند او نيازمند است و ما اغنياء و بىنيازيم شنيد ، اين گونه كسان همان شيفتگان و فريفتگان سرمايه و مال و جاهند كه با غرورى احمقانه و شيطان منشانه و با تمام نيازهاى نفسانى ، و روحى ، خود را با خداى جهانيان قياس مىكنند بلكه خداى را نيازمند و خود را بى نياز مىپندارند زهى تصوّر باطل ، زهى خيال محال ، انسانى كه با چند دقيقه بسته شدن راه تنفّسش به گور سپرده مىشود و كوچكترين موجودات يعنى ميكرب او را از پاى درمىآورد و دو سه شب بىخوابى كلافه‌اش مىكند و به عجز و ناتوانى شديد دچار مىشود چگونه خود را بى نياز مىداند راستى كه به گفتهء قرآن : ( فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ - 2 / حشر ) . اى كسانى كه ديدهء بصيرت داريد از حال زار چنان گستاخان ياوه سرا عبرت گيريد . و در عصر خود ديديم كه يكى از زمامداران كشورهاى مقتدر جهان كه بيش از ده ميليون انسان را در كشورش قتل عام كرده است ( به نقل از كتاب - جهان در قرن بيستم ) در موقع مرگ بيش از پنجاه پرفسور و دكتر براى ادامه ده دقيقه بيشتر زندگى او تلاش كردند امّا به حكم : ( كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ - 185 / آل عمران ) تمام قدرتش همچون كفى بر سطح آب ، پوچ و باطل شد و تسليم امر و فرمان حقّ . ( 2 ) تَعْرِفُهُمْ بِسِيماهُمْ . . . - تو اى پيامبر ( ص ) آنها را با سيما ، و چهره‌شان مىشناسى و از مردم تقاضايى نمىكنند و از خير و نيكى انفاق مىكنند و خداى به آنها آگاه است اين آيه صفت انسانهاى برتر و اصحاب صفّه را بيان مىكند .