الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

71

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

رسل : اصل - رِسْل - برانگيخته شدن به آرامى و نرمى است . ناقةٌ رَسْلَة : شترى كه آرام راه مىرود .

--> و در خطبه 144 كه توضيحى ديگر بر حديثى كه ذكر شد مىباشد و تمام مفسّرين بزرگ بدون استثناء آن را نقل كرده‌اند مىفرمايد : كجا هستند كسانى غير از ما كه گمان مىكنند راسخ در علمند ادّعاشان دروغ و ستم است زيرا رفعنا اللّه و وضعهم و ادخلنا و اخرجهم . . . فضيلت و رفعت و دخول ايمان ما از سوى خداست و خروج و واماندگى و فروگذارى آنها هم بخاطر نپذيرفتن حقّ از سوى اوست - بنا يستعطى الهدى و يستجلى العمى - بوسيلهء راه ما هدايت از گمراهى و بينائى از نابينائى در دين مشخّص مىشود . ابن منظور مىگويد : همانگونه كه جوهر بر صفحه كتاب ثبت و ثابت مىشود علم هم در قلب راسخين ، استوار و ثبت مىگردد - وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ فى كتاب اللّه : المدارسون . ابن اعرابى هم مىگويد : هم الحفاظ المذاكرون : پس كسانى كه پيوسته قرآن را علما و عملا ياد مىكنند و نگهدارندهء آنند راسخ در علمند ، مسروق مىگويد : به مدينه وارد شدم و زيد بن ثابت را راسخ در علم يافتم ( لس 3 / 18 ) . ابن سيده و رافعى هم مىگويند : به كسى راسخ در علم گفته مىشود كه سر آمد ديگران ، و علمش فزون‌تر از سايرين باشد . ( المحكم 5 / 47 - المصباح المنير 1 / 274 ) . زمخشرى هم راسخون را به - إِلَّا اللَّهُ - عطف نموده و مىنويسد آيه : ( وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ - 7 / آل عمران ) اى لا يهتدى الّتى تأويله الّذى يجب ان يحمل عليه الّا اللّه و عباده الّذين راسخوا فى العلم . يعنى : جز خداوند و بندگان مؤمن او كه در علم راسخ و ثابت قدمند بحقّ تأويل متشابهات قرآن كه بر آن حمل مىشود راه نمىيابند و كسانى كه در - إِلَّا اللَّهُ - وقف مىكنند متشابهاتى را كه تأويلش را كسى جز خدا نمىداند مثل تعداد نگهبانان دوزخ و غير از آن را به آن مربوط مىدانند ولى - الاوّل هو الوجه : يعنى نظر و سخن اوّل موجّه است . و گفته‌اند - كلام و سخنى آغازين در موضع حال براى راسخين و مؤمنين است يعنى آنگونه عالمان به تأويل همواره و در هر حال مىگويند : ( آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا - 7 / آل عمران ) . ( كشّاف 1 / 338 ) صاحب تبيان هم بعد از بحث مفصّل در بارهء محكمات و متشابهات مىنويسد : وجه اوّل - كسانى كه در - إِلَّا اللَّهُ وقف كرده‌اند مىگويند تأويل تمام متشابهات را خدا مىداند و از ميان آنها تأويل قسمتى را هم مردم مىدانند و تأويل در گفتار اينان - تأويل - يعنى تدبير و تقدير و رسيدن به خير است . وجه دوّم - همان است كه ابن عبّاس و مجاهد و ربيع ، گفته‌اند كه راسخون در علم تأويل متشابهات را مىدانند و مىگويند - آمنّا به - چنان كه شاعر گويد : و الرّيح تبكى شجوه * و البرق يلمع فى الغمامه يعنى : برق هم در ميان ابر مىدرخشد و مىگريد . ( تبيان 2 / 400 ) بقيّهء لغت نويسان - تأويل - را هم - مطاوعه تأويل معنى كرده‌اند تأويل الكلام اوّله اوّل الكلام تأوله .