الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

705

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

رجل غُفْلٌ : مرد بىتجربه و ناآزموده . إِغْفَالُ الكِتابِ : كتاب و نوشته‌اى را بدون نقطه گزارى ترك كردن ، در آيه : ( مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا - 28 / كهف ) يعنى دل او را بدون اينكه ايمانى در آن ثبت شود واگذارديم . و در بارهء ثبت بودن ايمان در دلها گفت : ( أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ - 22 / مجادله ) . و گفته شده معناى آيه : ( مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا - 28 / كهف ) « 1 » اين است كه او را از حقايق غافل نموديم . غلل : الغَلَل : اصلش زره يا پارچه بر چيزى پوشيدن ، و در ميان گرفتن آن شىء است و از اين معنى است - الغَلَل : آب جارى در ميان درختان كه آن را - غيل - هم مىگويند . انْغَلَّ فيما بين الشّجر : داخل درختان شد ، پس - غُلّ - يا زنجير مخصوص ، چيزى است كه با آن بسته مىشود و اعضاء بدن در ميانشان قرار مىگيرد ، جمعش - أَغْلَال - است . غُلَّ فلان : با زنجير بسته شد ، در آيات : ( خُذُوهُ فَغُلُّوهُ - 30 / حاقّه ) ( إِذِ الْأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ - 71 / غافر ) به آدم بخيل - مَغْلُول اليد گويند يعنى دست بسته و كف بسته « 2 » در

--> ( 1 ) آيه 28 سوره كهف است كه در آن ، پيامبر ( ص ) را كه با رسالتش تحت تربيت حقّ است هشدار مىدهيد و مردمان به ظاهر تند رو ولى در واقع پيرو هواهاى نفسانى را معرّفى مىكند كه البتّه براى سايرين نيز دستور العملى سياسى اجتماعى است مىگويد : جان خويش را با كسانى كه هر صبح و شام خداى را مىخوانند و رضاى او مىطلبند پيوسته با پايدارى همراه و قرين ساز ، و ديدگانت براى زينت زندگى دنيا از آنها برنگردد و نيز كسى را كه دلش را از ياد خويش بخاطر اينكه پيرو هواى نفسانى است و كارش همواره زياده روى است واگذارديم اطاعت مكن و بگو حقّ از جانب پروردگار شماست هر كه خواهد ايمان آورد و هر كه خواهد كفر پيشه كند براى ستمكاران آتشى آماده كرديم كه محيط و شعاع آن عذاب در ميانشان گيرد . ( 2 ) اين اصطلاح در زبان فارسى هم هست ( سخى ) را دست باز و ( خسيس ) را دست بسته مىنامند .