الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
699
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
غِشْيَان و غَاشِيَة : آنچه كه چيزى را مىپوشاند « 1 » مثل : غَاشِيَة السّرج : زين پوش ، در آيه : ( أَنْ تَأْتِيَهُمْ غاشِيَةٌ - 107 / يوسف ) دشوارى و سختى كه آنها را فرو مىگيرد و مىپوشاند ، گفته شده در اصل سخن پسنديده است و لفظش اينجا استعاره شده است . مثل آيات : ( لَهُمْ مِنْ جَهَنَّمَ مِهادٌ وَ مِنْ فَوْقِهِمْ غَواشٍ - 41 / اعراف ) « 2 » ( هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ الْغاشِيَةِ - 1 / غاشيه ) « 3 » . كنايه از قيامت است و جمعش - غواش . غُشِيَ على فلان : وقتى است كه او را بليّه و مصيبتى كه فهمش را پوشانده و مستور كرده رسيده است . در آيات : ( كَالَّذِي يُغْشى عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ - 19 / احزاب ) ( نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ - 20 / محمّد ) ( فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ - 9 / يس ) ( وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ - 7 / بقره ) ( كَأَنَّما أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ - 27 / يونس ) ( وَ اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ - 7 / نوح ) يعنى لباس خود را مثل پوششى بر گوشهاى خود قرار مىدادند ، كه عبارت از خوددارى از شنيدن است . گفته شده : ( اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ ) در آيه اخير كنايه از دويدن و گريختن از شنيدن آيات وحى و حقّ است ، مثل عبارت شمّر ذيلا : دامن به كمر بست . القى ثوبه : جامهء خويش فرو افكند .
--> ( 1 ) در بارهء حضرت آدم ( ع ) است كه مىگويد : او خدايى است كه شما را از نفس واحد آفريد و همسر او را از او قرار داد تا با او آرامش و سكونت يابد و چون با او در آميخت بارى سبك برداشت و بر او مدّتى گذشت چون بارش سنگين شد از خداى و پروردگارشان خواستند كه اگر فرزندى شايسته بما دهى سپاسگزار خواهيم بود . ( 2 ) دوزخيان را در جهنّم جايگاهى است و از روى سرشان عذابى فرا گيرنده است . واژه - مهاد - يعنى گاهواره و جاى آسايش و رشد كودك ، و در آيهء اخير بطور استعاره به كار رفته . ( 3 ) آيا قصّه و داستان عذاب فرا گيرنده به تو رسيده است .