الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
697
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
رفت . غَازٍ : جنگجو ، جمعش غُزَاة و غُزّ - در آيه : ( أَوْ كانُوا غُزًّى - 156 / آل عمران ) « 1 » . غسق : غَسَقُ اللّيل : شدّت تاريكى شب ، در آيه : ( إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ - 78 / اسراء ) در آيه : ( وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ - 3 / فلق ) كه عبارت از مصيبت و بلايى است كه در شب مىرسد كه مثل طارق است ( طارق : كسى كه شب سر مىرسد و شبيخون مىزند ) . و گفتهاند - غاسق - قرص ماه است وقتى كه كسوف رخ مىدهد و تاريك مىشود . غَسَّاق : چيزى است كه از پوست دوزخيان قطره قطره مىريزد گفت ( إِلَّا حَمِيماً وَ غَسَّاقاً - 25 / نباء ) . غسل : غَسَلْتُ الشّىء غَسْلًا : آب بر آن ريختم و پليدى و چركش را از او زدودم . غَسْل : اسم است ولى - غِسْل - با كسره حرف ( غ ) چيزى است كه با آن شستشو مىكنند ، در آيه : ( فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ . . . - 6 / مائده ) اغتسال : شستشوى بدن ، در آيه : ( حَتَّى تَغْتَسِلُوا - 43 / نساء ) مُغتَسَل : جايى كه در آنجا شستشو مىشود و نيز آبى كه با آن مىشويند در آيه : ( هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَرابٌ - 42 / ص ) ( اين آبى خنك ، و شستشو دهنده و نوشيدنى است ) .
--> ( 1 ) تمام آيه چنين است : ( اى كسانى كه ايمان آوردهايد از كسانى مباشيد كه كفر ورزيدهاند و به برادران خود كه براى جنگيدن خارج شده بودند مىگفتند اگر پيش ما بوديد نمىمرديد و كشته نمىشديد و خداوند اين گفتارشان را در دلهاشان حسرت و ندامتى قرار داد و خداوند است كه زنده مىكند و مىميراند و به آنچه مىكند آگاه و بصير است و اگر در راه خدا كشته شديد يا مرديد براى شما آمرزشى از سوى خدا و رحمت خيرى از اوست در روزى كه همه جمع مىشويد .