الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
686
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
غدر : الغَدْر : اخلال در چيزى و ترك عهد و پيمان نيز گفته مىشود و از اين معنى است واژه غَادِر - جمعش - غَدَرَة - يعنى رونده و ترك كننده . غَدَّار : زياد مكر و غدر كننده . أَغْدَر و غَدِير : « 1 » آبى كه سيلابها در گوديها بجا مىگذارند و به آنجاها مىرسد ،
--> زمين مراتع و چراگاههاى سبز و خرّم براى بشر و بهرهمندى او از آنها را بيرون و پديد مىآورد ، و سپس همچون خاشاكى پراكنده مىگرداند . ب - آيه 41 / مؤمنون ، در بارهء سرنوشت نكبت با رقوم نوح است كه به حيات دنيا آنچنان دلبسته بودند كه آخرت را تكذيب مىكردند و مىگفتند نوح هم مثل ما بشرى است كه مىخورد و مىنوشد ما فرمانش نمىبريم ، كه خداوند مىفرمايد : اينان سرنوشتشان آنچنان است كه صيحهاى ناگهانى با حقّ ، آنها را فرو مىگيرد : ( فَجَعَلْناهُمْ غُثاءً فَبُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ) آن گروه ستمگر را بخاطر ستمگريشان چون خاشاك و غبارى پراكنده مىكنيم و دور باش از رحمت خدا بر قوم ستمگر باد ، سپس بعد از آنها قرنهايى ، و مردمانى ايجاد كرديم . ( 1 ) واژه - غدير - در تاريخ شكوهمند اسلام كاملا مشخّص است ، زيرا پيامبر ( ص ) در چنان مكانى و قبل از پراكنده شدن مؤمنين در آخرين حجّ معروف به حجّة الوداع در روز هيجدهم ذيحجّه امير المؤمنين على ( ع ) را به مردم با عباراتى مخصوص معرّفى كرد . ابو حامد غزّالى در كتاب ( سر العالمين ) صفحه 20 تا 22 عينا چنين نوشته است : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله لعلى يوم الغدير « من كنت موليه فعلىّ مولاه » فقال عمر بن الخطّاب بخ بخ يا ابا الحسن لقد اصبحت مولاى و مولى كلّ مؤمن و مومنه و هذا رضى و تسليم و ولاية و تحكيم . يعنى پيامبر ( ص ) در روز عيد غدير گفت : كسى را كه من مولاى او هستم على نيز مولاى اوست و عمر بن خطّاب گفت : يا ابا الحسن بر تو مبارك باد و مبارك باد كه تحقيقا مولاى من و مولاى هر مرد مؤمن و زن مؤمن شوى ، و معنى مولاى - رضايت ، تسليم ، و ولايت و تحكيم است . ( مجمع البحرين 3 / 420 ) . و جلال الدّين مولوى در كتاب مثنوى داستان غدير ، امامت و مولا بودن او را اين طور مىسرايد : زين سبب پيغمبر با اجتهاد * نام خود و ان على مولا نهاد گفت هر كو را منم مولا و دوست * ابن عمّ من على مولاى اوست كيست مولا آنكه آزادت كند * بند رقّيت ز پايت بر كند چون به آزادى نبوّت هادى است * مؤمنين را ز انبياء آزادى است اى گروه مؤمنان شادى كنيد * همچو سرو و سوسن آزادى كنيد بى زبان گويند سرو و سبزه زار * شكر آب و شكر عدل نو بهار ( دفتر ششم مثنوى 419 ) و مىبينيم كه مولوى دو معنى سياسى و رهبرى معنوى را هر دو با هم از آثار عيد غدير و انتخاب على ( ع ) به ولايت و امامت مىداند و هدايت و آزادى از اسارتها را مربوط به همين امر مىداند كه با نبوّت مقايسه كرده و آن را استمرار نبوّت مىداند .