الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
679
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
مالك زنى و مركوبى است هر چند كه مقصود ، آن عضو ( پشت اسب و عورت ) نباشد . طلا - را هم عَيْن گويند ، چون بهترين فلز است به چشم تشبيه شده است همانطور كه چشم برترين و بهترين عضو بدن است . أَعْيَان القوم : افاضل و برترينهاى ملّت . أَعْيَانُ الاخوة : پسرانى كه از يك پدر و مادرند . بعضى گفتهاند هر گاه واژه عين در معنى ذات شىء به كار رود مىگويند : كلّ ماله عَيْنٌ : تمام دارائيش نقدينه است ، مثل به كار بردن - رقبة در بارهء بردگان و ناميدن زن به عورت ، از آن جهت كه مقصود از آن همان است كه گفته مىشود . منبع و چشمه آب را هم - عين - گويند كه تشبيهى است به آبى كه در چشم است و از عبارت : عين الماء : چشمه آب اصطلاح ماء مَعِين : آب گواراى جارى كه براى بيننده ظاهر و روشن است عيّن : سؤال كننده و پرسشگر ، در آيات : ( عَيْناً فِيها تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا - 18 / انسان ) « 1 » ( فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً - 12 / قمر ) ( فِيهِما عَيْنانِ تَجْرِيانِ - 50 / رحمن ) ( عَيْنانِ نَضَّاخَتانِ - 66 / رحمن ) « 2 » ( وَ أَسَلْنا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ - 12 / سباء ) « 3 » ( فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ - 57 / 45 / حجر ) ( مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ - 57 / شعراء ) ( فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ وَ زُرُوعٍ - 25 / دخان )
--> ( 1 ) اشاره به چشمهاى است در بهشت كه سلسبيل ناميده مىشود . ( 2 ) دو چشمه جوشان . ( 3 ) براى سليمان چشمهاى از مس روان ساختيم .