الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
644
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
و در آيه : ( لَفِي عِلِّيِّينَ - 18 / مطفّفين ) گفته شده - علّيّين - اسم شريفترين باغات بهشتى است چنان كه - سجّين - نام بدترين آتشهاى عذاب است . و نيز گفتهاند شايد در حقيقت - علّيّين - نام بهشتيان باشد كه اين معنى در زبان عربى نزديكتر است زيرا - علّيّين - به صورت جمعى است ( جمع سالم ) كه ويژه انسانها و ناطقين است مفردش عليّ - مثل بطّيخ ( كدو و خيار و خربزه و مانند آنهاست ) . و معناى آيه : ( لَفِي عِلِّيِّينَ - 18 / مطفّفين ) اين است كه ابرار و نيكان در زمره آنها هستند مثل مفهوم آيه : ( فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ . . . - 69 / نساء ) و به اعتبار علوّ و بلندى براى مكان مرتفع و مشرف و براى شرف و بزرگى معنوى - عَلْيَاء - گفته مىشود . عُلَيَّة - تصغير - عَالِيَة - است كه در سخن معمولى اسمى است براى اشكوبه و اتاق در طبقات بالا . تَعَالَى النّهارُ : روز بالا آمد . عَالِيَة : سر نيزهء بدون نيزه ، جمعش عَوَالٍ . عَالِيَةُ المدينةِ : آستانه و بلندى شهر مدينه . بُعِثَ إلى أهل العَوَالِي : به سوى مردمان حومهء حجاز فرستاده شد . عُلْوِيّ : منسوب به - عالية - است كه به حومه حجاز منسوب است . عَلَاة : سندان آهنى يا سنگى . العُلِّيَّة : اتاق طبقهء دوّم و اشكوب جمع آن - عَلَالِيّ - بر وزن فعاليل - است . عِلْيَان : شتر تنومند . عِلَاوَةُ الشّيءِ : بالاى آن چيز ، از اين جهت به سر و گردن هم عِلَاوَة گفته شده و نيز عِلَاوَة : سرباز . عِلَاوَةُ الرّيحِ و سفالته : قسمت بالايى وزش باد سخت و پائين آن ( كه بيشتر در موقع شكار كه باد و نسيم بوى را با خود از بالا به پائين مىبرد به كار مىرود كه شكار با استشمام بوى انسان كه بر او مىوزد مىگريزد ) . مُعَلَّى : هفتمين تير شرط بندى كه مهمترين آن است . اعْلُ عنّي : بالا برو .