الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
631
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
العقال : نقدينه را گرفت ، و زكات را نگرفته است كه كنايه از شتر و آن چيزى است كه با آن بسته مىشود . و يا اينكه - عِقَال - در عبارت فوق كنايه از مصدر است زيرا مىگويند عَقَلْتُهُ ، عَقْلًا و عِقَالًا - همانطور كه مىگويند : كتبت كتابا ، مكتوب ، كتاب ناميده مىشود همچنانكه مَعْقُول را - عِقَال - گويند . عَقِيلَة : زنى است كه مهتر و گرامى قوم باشد و نيز - عَقِيلَة - مرواريد و غير از اينها كه كم نظيرند و به خوبى حفظ و نگهدارى مىشوند مثل : علق مضنّة : چيز گرانمايهاى كه بخاطر دلبستگى به آن مورد بخل است . مَعْقِل : كوهستان يا دژى كه در آنجا زندانى مىشود . عُقَّال : پا دردى كه در ساق پاى شتران عارض مىشود . العَقَل : بهم خوردن پاها در حالت بيمارى پا . عقم : اصل - عُقْم - خشكى و يبوستى است كه مانع از پذيرش اثر است . عَقُمَتْ مفاصلُهُ : مفصلهايش خشك شد . داءٌ عُقَام : دردى كه بهبودى نمىيابد . عَقِيم : زنى نازا كه نطفه نمىپذيرد ، مىگويند : عَقِمَتِ المرأةُ و الرّحم آن زن و رحمش عقيم شد . گفت : ( فَصَكَّتْ وَجْهَها وَ قالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ - 29 / ذاريات ) « 1 » ( به چهرهء خود سيلى زد و گفت پير زنى نازايم )
--> ( 1 ) واژه - صكت كه در قرآن آمده است به معنى سيلى زدن يا چك زدن با دو معنى امروزى آن كه 1 - سيلى زدن 2 - چك و سفته است از قديمترين ايّام يعنى قبل از اسلام در زبان عربى به كار مىرفته و معروف بوده . ابن منظور اندلسى در كتاب معروف لسان العرب مىنويسد : « الصّك فارسى معربّ » امرا و حكّام براى .