الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

619

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

شيطان ، استعاره شده . عفريت نفريت : ظالم و ستمكار ابن قتيبه گفته است : عِفْرِيت : كسى است كه تمام اندام و استوار خلقت است و اصلش از - عَفَر - يعنى خاك است . عَافَرَهُ : با او كشتى گرفت و به خاك انداختش . رجلٌ عِفْر : مثل - شرّ و شمر - يعنى پليد و ناپاك . ليثُ عِفِرِّينَ : حيوانى است شبيه آفتاب پرست كه مزاحم سواره‌ها مىشود . عِفْرِيَةُ الدّيكِ : پرهاى سر خروس ( كاكل ) . عِفْرِيَةُ الحبارى : پرهاى سر اردك وحشى . عفو : العَفْوُ : قصد گرفتن چيزى نمودن . عَفَاهُ و اعْتَفَاهُ : قصد گرفتن هر چه كه پيش اوست نمود . عَفَتِ الرّيحُ الدّارَ : باد به آثار آن خانه وزيد ، و به همين نظر شاعر گويد : ( . . . أخذ البلى آياتها ) فرسودگى آثار آنجا را فرا گرفت . عَفَتِ الدّارُ : گويى كه محو شدن و فرسودگى به آن خانه رسيده و روى آورده . عَفَا النّبتُ و الشّجرُ : يعنى گياه و درخت رو به رشد هستند ، مثل أخذ النّبت في الزّيادة : يعنى

--> درختى كه چوبش آتشزنه است و خوب مىسوزد . رجل عفير : مرد خبيث و شيطان صفت . ليث عفرين : حيوانى است كه زمين را گود مىكند و در آن مىخوابد همين كه برمىخيزد گرد و خاك بلند مىشود . خليل بن احمد مىگويد : مرد پنجاه ساله كامل را - ليث عفرين گويند و نيز گفته‌اند : دهساله الك دولك بازى مىكند ، بيست ساله توجّه به غريزه دارد ، 30 ساله كوشاتر از سايرين است 40 ساله در حمله كردن قوى است 50 ساله مرد كامل يا - ليث عفرين - است 60 ساله براى دوستانش همنشين خوبى است 70 ساله در داورى و حكم از همه برتر است 80 ساله حسابگر سريع و خوبى است ، 90 ساله يكى از ناتوانان است 100 ساله نه زن است نه مرد . لقيته عن عفر : بعد از يك ماه او را ديدم . عفرية : موى جلوى سر . ( مقائيس اللّغه / ابن فارس 4 / 68 ) .