الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
615
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
خاردار معروفى است . و اصل - عِضَة « 1 » - در واژه - عِضَهَة است ( درخت خاردارى است كه از خوردنش حيوانات بيمار مىشوند ) چنان كه در تصغير آن مىگويند : عُضَيْهَة و عِضَوَة - كه در واژه - عِضَوَانِ - است روايت شده است : « لا تَعْضِيَةَ في الميراث » . ميراث و ما ترك متوفّي را طورى تقسيم نكنيد كه براى ورثه زيان داشته باشد مثل شمشيرى كه دو تكهاش كنند كه هيچ به كار نيايد و مانند اينها . عطف : العَطْف : در چيزى گفته مىشود كه يكطرف آن به طرف ديگرش تا خورده و خم شود مثل خم شدن و تا كردن زير انداز و بالش و دولا كردن طناب و ريسمان و از اين معنى به عبا و روپوش لباس كه تا مىشود - عِطَاف - گويند . عِطْفَا الإنسان : دو پهلوى انسان از سر تا كنارههاى ران و پاها كه در موقع خوابيدن بر زمين قرار مىگيرد . ثَنَى عِطْفَهُ : وقتى است كه كسى روى خود برگرداند و دور شود ، مثل آيه : ( نَأى بِجانِبِهِ - 83 / اسراء ) . مثل : صعّر بخدّه : روى برگرداند و از اين قبيل كه اگر با حرف ( على ) متعدّى شود به معنى شفقت و رغبت و تمايل است ، مىگويند :
--> و ابو عبيد ، قاسم بن سلام از كسائى روايت كردهاند در سال ( 189 ه ) در شهر رى وفات كرده ولى گفته شده كسائى در طوس فوت كرده ، در مرگش هارون الرّشيد گفته است : با مرگ كسائى فقه و زبان ادبى در رى مدفون شد و علّت ناميدنش به كسائى از اين است كه به كوفه وارد شد ، حمزه گفت چه كسى قرآن را مىخواند گفتند صاحب كساء و از آن به بعد اسم كسائى روى آن باقى ماند . از آثار او : كتاب الردّ على الثّعلب كتاب الرّد على الجاحظ فى الحيوان - كتاب الرّد على ابى حنيفه دينورى كتاب الردّ على ابن السّكيت فى اصلاح المنطق . ( معجم الادباء 5 / 203 و فيات الاعيان 2 / 457 ) . ( 1 ) از پيامبر ( ص ) روايت شده است : « الا أنبّئكم ما العضه ؟ قالوا بلى رسول اللَّه ، قال : هى نميمه » يعنى پيامبر ( ص ) فرمود : سخن چينى و نميمه است و در حديثى ديگر از ابن مسعود هست كه پيامبر ( ص ) بپرهيزيد آيا مىدانيد عضه چيست همان سخن چينى است . ابو عبيد هم مىگويد : كسائى گفته است : العضه : الكذب و جمعه عضون ( تهذيب اللّغه 1 / 130 ) .