الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

610

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

عَصَا را - عِصِيّ - مىگويند . عَصَوْتُهُ : او را با عصا زدم . عَصِيتُ بالسّيف : با شمشير زدم ، در آيات : ( أَلْقِ عَصاكَ - 117 / اعراف ) ( قالَ هِيَ عَصايَ - 18 / طه ) ( فَأَلْقَوْا حِبالَهُمْ وَ عِصِيَّهُمْ - 44 / شعراء ) « 1 » . ألقى فلانٌ عَصَاه : اقامت گزيد و فرود آمد ، و اين معنى به تصوّر حال كسى است كه از سفر باز مىگردد شاعر گويد : فألقت عَصَاها و استقرّت بها النّوى « 2 » . عَصَى ، عِصْيَاناً : وقتى است كه كسى از اطاعت و فرمانبرى خارج شود و اصلش اين است كه با داشتن عصايش قوى شود گفت : ( وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ - 121 / طه ) ( وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ - 14 / نساء ) ( آلْآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ - 91 / يونس ) « 3 » در بارهء كسى كه از جماعت و جمعيّت جدا مىشود . مىگويند : شَقَّ العَصَا « 4 » .

--> ( 1 ) طنابها و عصاشان را افكندند . ( 2 ) تمام شعر كه از عبد ربّه سلمى است چنين است كه مىگويد : فالقت عصاها و استقرّت بها النّوى * كما قرّ عينا بالاياب المسافر فرود آمدن و آن جايگاه با او استقرار يافت همانطور كه با آمدن مسافر ديدگان روشن مىشود . ( 3 ) خطاب به فرعون است كه با ديدن صحنه سهمگين غرق شدن ، و منظره هلاكت بار پايان عمر مىگويد : به خدايى كه جز او خدايى نيست ايمان آوردم همان خداى بنى اسرائيل و من اكنون از مسلمين هستم ، كه خداوند به او مىگويد اكنون چنين مىگويى و در گذشته آنچنان نافرمان و از مفسدين بودى تو را با همان زره نيم تنه طلائى مخصوصت پس از غرق شدن به روى آب مىاندازيم تا براى آيندگان و بيشتر مردمانى كه از آيات ما غافلند نشانه‌اى باشد . ( 4 ) واژه - عصا و عصوى : دو ريشه متباين و مختلف دارد ، يكى دلالت بر تجمّع و فراهم آمدن ، ديگرى دلالت بر جدايى ، عصا ، هم در معنى اوّل است براى اينكه با دست و سر انگشتان جمع مىشود ، سپس با .