الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

584

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

عرف : المَعْرِفَة و العِرْفَان : درك كردن و دريافتن چيزى است از روى اثر آن با انديشه و تدبّر كه اخصّ از علم است و واژه - انكار - نقطه مقابل و ضدّ آن است مىگويند : فلانٌ يَعْرِفُ اللّهَ - و نمىگويند : يعلم اللّه - تا متعدّى بيك مفعول باشد زيرا معرفت بشر از خداى تعالى تدبّر در آثار او بدون ادراك ذات اوست و مىگويند : اللّه يعلم كذا - و نمىگويند : يعرف كذا - زيرا معرفت در علم قاصرى كه با تفكّر بدست مىآيد به كار مىرود ، اصلش از - عَرَفْتُ - است يعنى به بوى آن رسيدم ( نه خود آن ) و يا از عبارت : أصبت عَرْفَهُ : به گونه و رخسارش رسيدم ( عَرْف : بوى خوش و گونه و رخسار ) . و مىگويند : عَرَفْتُ كذا : آن را شناختم ، خداى تعالى گويد : ( فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا - 89 / بقره ) ( فَعَرَفَهُمْ وَ هُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ - 58 / يوسف ) ( فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِيماهُمْ - 30 / محمّد ) ( يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ - 146 / بقره ) « 1 » انكار ، ضدّ معرفت و علم است و - جهل - ضدّ علم ، در آيه :

--> ( 1 ) يكى از مهمترين دلايل پيشبرد اهداف پيامبران در رسالتشان همين نكته‌اى است كه در آيه فوق به آن اشاره شده است كه مىگويد : اهل كتاب و معاصرين پيامبر ( ص ) او را همانند فرزندان خويش مىشناسند و معرفت به حالش دارند و چون پيامبران با صفاتى متعالى و انسانى متّصف بوده‌اند كلامشان و رسالتشان مورد تأييد قرار گرفته و از اين جهت است كه امير المؤمنين على ( ع ) مىفرمايد : « انظر الى من قال و لا تنظر الى ما قال » شناسايى شخصيّت‌ها كه داعيهء هدايت و نجات انسانها از ستم‌ها و بت‌ها دارند مقدم بر توجّه كردن به سخنان يا شعارهاست زيرا حق و باطل همواره از نظر سخن يكسانند بخصوص در جامعه امروزى بشرى كه داعيه‌هاى حمايت از حقوق انسانها و بسط عدالت از حلقوم كسانى كه شناخته و ناشناخته هستند به گوش بشر مىرسد و كلام مولى الموحّدين على ( ع ) در چنين دورانى و روزى شكوه و عظمت خود را نشان مىدهد تا حقّ از باطل ، دوست از دشمن ، مؤمن از رياكار و منافق باز شناخته شود و گر نه شعار شيطان و استدلال او در تاريخ چندان بى پايه نيست بلكه بسيار هم فريبنده است .