الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
573
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
فضولات در آنجا ريخته مىشود به اين اسم ناميده شده . عرر : گفت : ( أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ - 36 / حجّ ) ( نيازمند و سائل را إطعام كنيد ) . مُعْتَرّ : كسى كه سؤال مىكند مىگويند - عَرَّهُ يَعُرُّهُ : اندوهگين و نيازمندش كرد . اعْتَرَرْتُ بك حاجتي : نيازمندى او را به تو نماياندم . عَرّ و عُرّ : پيسى و گرى كه بر پوست بدن عارض مىشود و از اين معنى به هر زيان و مضرّتى - مَعَرَّة - گفته شد و تشبيهى است به - عُرّ - كه همان بيمارى پيسى پوشيده است ، در آيه گفت : ( فَتُصِيبَكُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ - 25 / فتح ) ( كه از سوى ايشان زيان و زحمتى ندانسته ، و بدون اينكه بفهمند به شما مىرسد ) . عِرَار : حكايت صداى وزش باد است . عَارَّ الظّليمُ : شتر مرغ بانگ برآورد . عَرْعَرَ : سرو كوهى و درختى است كه بخاطر حركت برگهايش اين چنين ناميده شده . عَرْعَار : نوعى بازى كه اين واژه حكايت صوت آن بازى است . عرب : العَرَب : فرزند اسماعيل ( ع ) و جمع آن در اصل أَعْرَاب است سپس اين لفظ اسمى براى ساكنين باديهها و دشتها شده است ، و در آيات : ( قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا - 14 / حجرات ) ( الْأَعْرابُ أَشَدُّ كُفْراً وَ نِفاقاً - 97 / توبه ) ( وَ مِنَ الْأَعْرابِ مَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ - 99 / توبه ) « 1 » براى جمع أعراب - أَعَارِيب - گفته شده ، شاعر گويد : أعاريب ذوو فخر بإفك * و ألسنة لطاف في المقال
--> ( 1 ) اين سه آيه روشنگر اقشار مختلف باديه نشينان است كه همانند ساير مردم و شهرنشينان گروهى .