الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
571
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
پس - تَعْذِيب - در اصل وادار نمودن انسانى است به اين كه گرسنگى بكشد و بيدار باشد . و نيز گفته شده : اصلش از - عَذْب - ( شيرينى و گوارائى ) است پس عَذَّبْتُهُ - گوارايى و شيرينى حياتش را از او دور كردم كه بر وزن - مرّضته و قذّيته : ( بيمارش كردم و در چشمش خاشاك ريختم ) . و نيز گفته شده اصل - تَعْذِيب - زياد زدن با سر تازيانه است . بعضى از واژه شناسان گفتهاند : تعذيب - همان زدن است و يا از عبارت - ماءٌ عَذَبٌ - است وقتى كه در آب ، خاك و گل و لاى باشد پس عَذَّبْتُهُ - به معنى اخير مثل عبارت : كدّرت عيشه و زلّقت حياته - است يعنى زندگيش را تار و حياتش را بى ثبات و لغزان نمودم . عَذَبَةُ السّوطِ و اللّسانِ و الشّجرِ : لبه و تيزى تازيانه و زبان و اطراف شاخههاى درخت . عذر : العُذْر : تقاضا و خواست انسان از چيزى كه بوسيلهء آن گناهانش را محو كند ، مىگويند : عُذْر و عُذُر - كه سه گونه است : 1 - يا اين است كه مىگويد : آن كار را نكردم . 2 - يا اينكه به اين خاطر چنان كردم ، و سپس چيزى را بيان مىكند كه از گنهكار بودن خارجش كند . 3 - و يا مىگويد آن كار را انجام دادم و ديگر تكرار نمىكنم و از اين قبيل سخنان . و اين سه قسم عذرخواهى همان توبه است پس هر توبهاى عذرى است و هر عذرى توبه نيست . اعْتَذَرْتُ الَيه : برايش عذر آوردم . عَذَرْتُهُ : عذرش را پذيرفتم گفت : ( يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ قُلْ لا تَعْتَذِرُوا - 94 / توبه )