الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
566
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
كرده است ، هم باشد صحيح است . ( عبارت اخير قسمتى از آيهاى است كه روشنگر روحيهء پليد و تبهكار قوم لوط است كه به عذاب دچار شدند ) . أيّام مُعْتَدِلَات : روزهايى كه بخاطر اعتدالشان پاكيزه و طيّبند . عَادَلَ بين الأمرين : وقتى است كه كسى درد و كار مىنگرد كه كداميك ارجحيّت و برترى دارند . عَادَلَ الأمرَ : در آن كار درمانده شد و با رأى و نظرش به يكى از طرفين آن كار عمل نمىكند . وضع على يدي عدل « 1 » - مثلى است مشهور . عدن : آيه : ( جَنَّاتِ عَدْنٍ - 72 / توبه ) يعنى بهشت استقرار و آرامش و ثبات . عَدَنَ به مكان كذا : در آنجا استقرار يافت و از اين معنى واژه - مَعْدِن است كه محلّ استقرار جواهرات و سنگهاى قيمتى است ، پيامبر عليه الصّلاة و السّلام فرمود : « المَعْدِن جُبَارٌ » . معدن رايگان است . عدو : العَدْو : تجاوز و درگذشتن از حدّ است كه با التيام منافات دارد يعنى با بهبودى بخشيدن و سازگارى دادن ميان دو چيز تفاوت دارد ، واژه عَدْو :
--> ( 1 ) - ضرب المثل فوق در بارهء شخصى است به نام عدل بن جزين سعد كه قبل از اسلام سردار سپاه و پليس - تبّع - بوده و هر گاه - تبّع مىخواست كسى را بكشد بدست او مىسپرد و او نيز او را مىكشت و از چنگالش خلاصى ممكن نبود لذا مردم در بارهاش گفتند : وضع على يدى عدل - يعنى گرفتار در دست عدل بن جز است - كه خلاصى برايش نيست . واژه - عدل - در اين ضرب المثل ابهام دارد از اين جهت در باره كسى كه از حياتش مأيوس شود به كار مىرود . ( تهذيب اللّغه 2 / 218 - المحكم 2 / 13 - لسان العرب 11 / 436 ) .