الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

563

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

مىكند و در هيچ زمانى منسوخ نشده است و هيچ زمان و به هيچ وجه چنان عدلى به اعتداء و زياده روى و ستم وصف نشده است ، مثل احسان و نيكى كردن به كسى كه به تو نيكى كرده است و خوددارى از اذيّت به كسى كه از اذيّت و آزار نسبت به تو خوددارى كرده است . 2 - عدلى كه وجودش در شريعت به عدالت شناخته مىشود و ممكن است در بعضى اوقات منسوخ شود مثل قصاص و ديهء جنايات و اصل مال مرتد ، و لذا گفت : ( فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ - 194 / بقره ) « 1 » و گفت : ( جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها - 40 / شورى ) كه قصاص و جزاء متقابل در دو آيه فوق نخست اعتداء و سپس - سيّئة - ناميده شده و اين موضوع همان معنى آيه : ( إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ - 90 / نحل ) است « 2 » . پس عدل - مساوات و پاداش و مكافات است يعنى ( برابر عمل نمودن و برابر پاداش و تلافى كردن ) اگر خير و نيك بود پس عدالتش همان تلافى به خير و نيكى است و اگر شرّ و بدى بود عدلش همان شرّ و بدى است و - احسان - اين است كه در برابر خير و نيكى ، پاداشى بيشتر از آن داده شود و شرّ و بدى را كمتر از آن تلافى كنند . رجلٌ عَدْلٌ : مردى عادل . رجالٌ عَدْلٌ : مردانى عادل ، كه در جمع و مفرد هر دو عدل گفته مىشود ، شاعر

--> ( 1 ) هر كه از دشمنان در جنگ بر شما تعدّى كرد به همان اندازه بر او تعدّى كنيد و از عقوبت خدا پروا نمائيد كه خدا با پرهيزكاران است و در آيه قبلش مىگويد : اگر با شما كارزار كردند بكشيدشان كه سزاى كافران چنين است و هر گاه باز ايستادند خدا آمرزنده و رحيم است ، با آنها كارزار كنيد تا فتنه از ميان برداشته شود و دين براى خدا باشد و اگر از جنگيدن با شما باز ايستادند تجاوز و تعدّى جز بر ستمكاران روا نيست . ( 2 ) امير المؤمنين ( ع ) در نهج البلاغه آيه فوق را اين گونه تفسير مىفرمايد : العدل : الانصاف ، و الاحسان : التّفضل ، كه در متن هم به همين ترتيب واژه‌هاى عدل و احسان بيان شده است . عدل : خير را به اندازه خير و احسان افزون بر خير و نيكى نمودن و كمتر از بدى بدى كردن است . ( نهج البلاغه صبحى صالح 231 ص 509 ) .