الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

556

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

( فَعَجَّلَ لَكُمْ هذِهِ - 20 / فتح ) عُجَالَة : شير دادن ناشتائى و سوغات و هديه است كه زود خورده مىشود . عَجَلْتُهُمْ و لَهَنْتُهُمْ : به سرعت ناشتائيشان دادم . عِجْلَة : آفتابه و ابريق كوچكى كه در موقع نياز به سرعت حاضر مىشود . عَجَلَة : چرخ چاه چوبى كه دلو آبكش بر آن قرار دارد و آنچه كه براى سرعت و مرور و حركت بر دو گاو بسته مىشود . عِجْل : گوساله ، به تصوّر شتابى كه در راه رفتن و حركت سريع دارد و وقتى گاو شد آرام حركت مىكند ، در آيه گفت : ( عِجْلًا جَسَداً - 148 / اعراف ) ( پيكرى و جسدى از گوساله كه با سيم و زرهاى فراوان اسرائيليان به دست سامرى ساخته شد ) . بقرةٌ مُعْجِلٌ : مادّه گاوى كه همراه گوساله‌اش باشد . عجم : العُجْمَة : ( گنگى و لكنت زبان ) كه نقطهء مقابل روشن گويى است . إِعْجَام : ابهام و درهم و برهم گفتن . اسْتَعْجَمَتِ الدّارُ : وقتى است كه همهء اهل خانه دور و جدا شوند و كسى ديگر در خانه باقى نماند كه پاسخ روشنى بدهد و لذا بعضى از اعراب گفته‌اند : خرجت عن بلاد تنطق : كنايه از آبادانى آنجا و وجود ساكنين در آنجاست . عَجَم - نقطه مقابل - عَرَب است ( غير عرب ) و - عَجَمِيّ - منسوب به آنهاست . أَعْجَم - كسى است كه در زبانش لكنت و گنگى باشد چه از عربى يا غير عربى ، به اعتبار كمى

--> اقوام نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه هستند با يك صيحه به سرنوشت گستاخيشان رسيدند مىگويند پروردگارا پيش از روز رستاخيز نامه‌ها را بياور ، اى پيامبر بر آنچه مىگويند پايدار باش و بندهء ما داود را ياد كن كه بنده‌اى بازگشت كنندهء به خدا بود .