الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

547

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

العُتْبَى : از بين رفتن چيزى است كه بخاطر آن درد و سختى رسيده يا احساس خشنودى . بينهم أُعْتُوبَة : ميانشان چيزى است كه بوسيلهء آن يكديگر را به خشم مىآورند . عَتَبَ عُتْباً : وقتى است كه كسى با يك پا راه مىرود همچون كسى كه يك پا يك پا از نردبانى بالا مىرود . عتد : العَتَاد : پس‌انداز كردن چيزى قبل از نياز به آن ، مثل : إعداد : آماده كردن . عَتِيد : آماده كننده و آماده شده گفت : ( هذا ما لَدَيَّ عَتِيدٌ - 23 / ق ) ( رَقِيبٌ عَتِيدٌ - 18 / ق ) يعنى : اعمال بندگان حساب شده است . و آيه ( أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذاباً أَلِيماً - 18 / نساء ) گفته شده - أعتدنا - وزن أفعلنا از عَتَاد - است و يا اينكه اصلش از - أعددنا - است كه يكى از حروف ( د ) آن به حروف ( ت ) تبديل شده است . فرسٌ عَتِيدٌ و عَتِدٌ : اسب آماده به سوارى و دويدن . عَتُود : بزغاله ، جمعش - أَعْتِدَة و عِدَّان : به صورت ادغام حرف ( ت ) در ( د ) يعنى : ( بزغاله‌ها و نوزادان بز ) . عتق : العَتِيق : چيزى كه از نظر زمانى يا مكانى يا رتبه و ارزش ، كهن و قديمى باشد از اين جهت به قديم - عَتِيق - گفته شده و همچنين به شخص جوانمرد و با كرم و به كسى كه از رقيّت و بندگى آزاد شود خداى تعالى گويد : ( وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ - 29 / حجّ ) گفته شده خداوند كعبه از اين جهت با واژه - عتيق - وصف نموده كه پيوسته از اينكه جبّاران و ستمگران كوچكش بشمارند آزاد و متعالى است .