الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
543
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
براى قطران ماليدن به بدنش رام است . عَبَّدْتُ فلاناً : وقتى است كه او را مطيع و رام كنى و عبد خود گيرى خداى موسى به فرعون است كه مىگويد : تو بنى اسرائيل را بنده و بردهء خويش گرفتهاى ) . عبث : العَبَث : اينستكه كسى كارش را با بازى درآميزد . ( هزل و جد يا بازى و كار جدّى را بهم آميختن ) و اين معنى از سخنى است كه مىگويند : عَبَثْتُ الأقطَ : كشك و دوغ را درهم آميختم . العَبَث : غذايى كه با چيزى مخلوط باشد . عَوْبَثَانِيّ : خوراكى كه مخلوطى از خرما و روغن و نان جو و گندم - باشد ، گفت : ( أَ تَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ - 128 / شعراء ) ( آيا بناهايى بر بلنديها مىسازيد تا مردم را بازى گيريد ) . عَبَث : به هر چيزى گفته مىشود كه غرض و مقصود درستى و صحيحى نداشته باشد ، در آيه گفت : ( أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً - 115 / مؤمنون ) . ( آيا گمان كردهايد و پيش خود حساب نمودهايد كه شما را بدون قصد و غايت آفريدهايم ) . عبر : اصل واژه - عَبْر - گذشتن و رفتن از حالى به حالى است ، امّا كلمه - عُبُور - مخصوص گذشتن از آب است يا با شناورى ، در كشتى يا بر پل و يا بر مركب سوارى . و از اين واژه عبارت - عَبَرَ النّهرَ است يعنى كرانه و ساحل جوى ، آن جائى كه يا از آن
--> چيزهايى غير از خداى مىپرستند و به اسارت آنها در آمده كه در عذاب شديدى دچار مىشوند اينان در قيامت مىخواهند گمراهى خود را به گردن دوستانشان بيندازند ، در بارهء اينان هم مىگويد : ( وَ ما أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ ) نتيجه اينكه عبيد و بردگان حقيقى دنيايى در قرآن اسيران و پرستنده مال و ثروت ، غرور علمى و بت پرستىها هستند كه در پايان مىگويد بدانيد كمترين بى حسابى در حقّتان نخواهد شد .