الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

54

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

( رُجُوماً لِلشَّياطِينِ - 5 / ملك ) ( كه آن ستارگان را در علم كيهان شناسى شهاب ثاقب ناميده‌اند و چه ناميدن دقيقى كه بعد از قرنها معلوم شده علّت فروزششان براى نفوذ كردن و وارد شدن و سوراخ كردن در جوّ زمين است ) . رَجْمَة و رُجْمَة : سنگ‌هاى قبر ، و بعدا به خود قبر تعبير شده ، جمع آن - رِجَام و رُجَم - است . رَجَمْتُ القبرَ : سنگ بر قبر نهادم ، در حديثى هست كه : « لا تَرْجُمُوا قبرى » . مُرَاجَمَة : به سختى ناسزا گفتن ، كه استعاره‌اى از سنگ اندازى و دشنام دادن است . تَرْجُمَان « 1 » : بر وزن ، تَفْعُلان - يعنى تند زبانى و مؤثّر سخن گفتن . رجو : رَجَا البئرِ و السّماءِ و غيرها : لبهء چاه و كرانه آسمان و غير از اينها . جمع آن - أَرْجَاء - است يعنى كرانه‌ها و نواحى . خداى تعالى گويد : ( وَ الْمَلَكُ عَلى أَرْجائِها - 17 / حاقه ) . الرَّجَاء : گمان و پندارى كه اقتضاى رسيدن به شادى در آن هست . ( اميدوارى ) . خداى تعالى گويد : ( ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً « 2 » - 13 / نوح ) - گفته‌اند معنى آن - ما لكم لا تخافون - است . شاعر گويد :

--> ( 1 ) زبانى را به زبان ديگر برگرداندن كه آن را معرّب از آرامى يا فارسى مىدانند . ترجمان و ترجمان با فتحه و ضمّه حرف ( ت ) يعنى تفسير كننده كه با حرف ( ت ) اصلى است . قد ترجم كلامه : او سخنش را به زبان ديگر برگرداند و تفسير كرد جمعش تراجم است ( لس 12 / 229 ) واژه ترجمه و تراجم در زبان امروز به معنى شرح حال است كتاب تراجم : كتابهاى شرح حال . ( 2 ) آيهء فوق قسمتى از سخن نوح پيامبر عليه السّلام به قوم نافرمان خويش است كه مىفرمايد : خدائى كه در زمين و جهان اين همه نعمتها را برايتان آفريده چرا نافرمانى و ناسپاسى او مىكنيد شما را با فرزندان و اموال يارى رساند ، براى شما باغات و بهشت‌ها و جويبارها پديد آورده و گونه‌گونتان آفريده تا رشد يابيد پس چه شده است شما را كه در برابر شكوه آفريده‌ها خداى را پروا نداريد .