الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
527
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
يعنى : پارههاى ابر سياه ، كه بر آن معنى حمل كردهاند . و در آيه : ( لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَ مِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ - 16 / زمر ) كه واژه - ظلّ - براى هر پوشاننده و ساترى پسنديده و ناپسند گفته مىشود . امّا ساتر و پوشاننده پسنديده ، مثل آيات : ( وَ لَا الظِّلُّ وَ لَا الْحَرُورُ - 21 / فاطر ) ( دانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلالُها - 14 / انسان ) ( ميوههايى كه نزديكند و سايههاشان آنها را فرا گرفته ) . و امّا نوع ناپسند - ظلّ ، در آيات : ( وَ ظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ - 43 / واقعه ) ( إِلى ظِلٍّ ذِي ثَلاثِ شُعَبٍ - 30 / مرسلات ) ظلّ - در آيهء اخير ، مثل - ظلّة - است بنابر آيهاى كه مىگويد : ( ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ - 16 / زمر ) . و آيه : ( لا ظَلِيلٍ - 31 / مرسلات ) - ظليل ، چيزى است كه فايدهء سايه را ندارد تا نگاهدارندهء حرارت و آتش باشد در مورد پيامبر صلّى الله عليه و آله روايت شده است كه : « انّ النّبىّ صلّى الله عليه و آله كان إذا مشى لم يكن له ظلّ » . و اين سخن را تأويلى است كه در جاى ديگر بايد ذكر شود « 1 » .
--> صفه آمده است كه آنها فقراء مهاجرين بودند و هيچيك از آنان منزلى كه در آن سكونت كنند نداشتند و به مكانهايى كه سايبانى داشته در مسجد مدينه سكنى مىگزيدند و اينان چنان مشهور و پارسا بودند كه پيامبر صلّى الله عليه و آله در فقدان يكى از آنها با تأثّر مىفرمايد : « مات رجلٌ من أهل صُفَّة » هو موضعٌ مُظَلَّلٌ من المسجد كان يأوى إليه المساكين : طاقنما و ايوانى از مسجد بوده كه مسكينان به آنجا پناه مىبردند . صفة البيان : ايوان و سايبانى از خانه . جمع صفّة - صفت است و به گفته ياقوت در قسمت جلوى مسجد صفّة ساخته مىشده . ( لس 9 / 195 - مجمع البلدان 3 / 414 ) . ( 1 ) با توجّه به آيات اخيرى كه راغب در معنى - ظلّ - آورده است حديث مورد نظر در بارهء « كان اذا مشى لم يكن له ظلّ » كنايه از شخصيّت وجودى پيامبر صلّى الله عليه و آله است كه ظلّى كه در معنى رنج و عذاب است از او به نسبت سايرين ديده نمىشده ، زيرا او را خداوند به صفت ( خُلُقٍ عَظِيمٍ - 4 / قلم ) وصف كرده است پس - ظلّ - كنايه از نداشتن عذاب و رنج براى سايرين بوده و واژه مشى به طور كنايه به معنى روش و منش است .