الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
521
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
گفت : ( مِنْ طِينٍ لازِبٍ - 11 / صافّات ) « 1 » از گلى چسبنده . فعلش طِنْتُ كذا و طَيَّنْتُهُ - است يعنى گل اندودش كردم . و آيات : ( وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ - 12 / اعراف ) « 2 » ( فَأَوْقِدْ لِي يا هامانُ عَلَى الطِّينِ - 38 / قصص ) « 3 » . طوي : طَوَيْتُ الشّيءَ طَيّاً : آن را در هم ، پيچيدم ، مثل پيچيدن و بستن نامه و طومار و بر اين اساس آيه : ( يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ - 104 / انبياء ) « 4 » . طَوَيْتُ الفلاةَ : بيابان را درهم نورديدم . گذشت عمر هم به - طَيّ - تعبير مىشود ، مىگويند : طَوَى اللّهُ عمرَهُ : ( عمر و زندگيش را خداى درهم پيچيد ) . شاعر گويد : طَوَتْكَ خطوبُ دهرِكَ بعد نشر ( حوادث عمر و روزگارت ترا بعد از زندگى در هم پيچاند و به مرگت رساند ) . گفته شده آيه : ( وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ - 67 / زمر ) كه اگر از معنى درهم پيچاندن يا بستن و يا از معنى دوّم پايان دادن عمر باشد ، هر دو صحيح است ، و معنيش همان - مهلكات يعنى نيست و نابود شدههاست . و آيه : ( إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً - 12 / طه ) گفته شده اسم آن درّهاى است كه به موسى در آنجا وحى شد و جريان وحى در آنجا برايش حاصل شده است . و نيز گفته شده - طُوىً - در آيه فوق اشاره به حالتى است كه در طريق گزينش
--> ( 1 ) همين كه سورهاى از قرآن نازل شود كه بگويد ايمان بياوريد و با پيامبر به جهاد برويد كسانى كه صاحب نعمت و مكنت هستند از تو مىخواهند كه به جهاد نيايند . ( 2 ) سخن نژاد پرستانه و برترى جويانه شيطان است كه مىگويد من را از آتش آفريدهاى و آدم را از خاك ، چگونه بر او سجده كنم . اين الگو و نمونهء استكبار در تمام زمانها وجود دارد كه همواره قدرتمندان خود را از ديگران ، نژادى برتر مىدانند و ديگران را خوارتر كه دست پر قدرت روزگار و فرمان اللّه ناگهان در همان چاه ژرفناى غرور سرنگونشان مىسازد . ( 3 ) سخن فرعون است بر برادرش كه مىگويد : اى هامان براى من بر گل آتشى بر افروز يعنى گل را پخته كن و با آجر بنايى مرتفع بساز تا بر آن بالا روم و از خداى موسى مطّلع شوم . ( 4 ) سجل همان طومار نبشته است ، مىگويد : روزى كه آسمان را چون طومار كاغذ و كتاب درهم پيچيم و ببنديم ، اين آيه و آيات مشابه ديگر برهانى بر پايان يافتن دوران آسمان و زمين است .