الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
52
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
على رأس فلان : يعنى بر سر او و سرپرست اوست . رِجْلَة : راه سيلابى است ، نامگذارى نام سيلاب به - رجلة - مثل نامگذارى - مَذَانِب - است . ( يعنى راههائى كه بعد از هر سيلابى بوجود مىآيد و در دنبال آنست ، كه در ذيل واژه - ذنب - آمده است ) . رِجْلَة : راه طى شده و رفته ، و نيز : رِجْلَة : خُرفه ، يعنى گياهى كه پس از سيلابها در زمينهاى مرطوب آن مىرويد نام عربى آن - بقلة الحمقاء - است ( يعنى سبزى نادان كه در زير دست و پا و همه جا سبز مىشود ) . ارْتَجَلَ الكلامَ : بدون تدبّر و انديشه سخن گفت . ارْتَجَلَ الفَرَسُ فى عَدْوِهِ : آن اسب در دويدنش ، گاهى راهوار و گاهى آرام رفت . تَرَجَّلَ الرجلُ : از ستورش پائين آمد و پياده شد . تَرَجَّلَ فى البئر : وارد چاه شد ، كه تشبيهى از پائين آمدن از اسب است . تَرَجَّلَ النّهارُ : خورشيد از ديوارها افول كرد ، گوئى كه پائين رفته است . رَجَّلَ شَعْرَهُ : مويش را رها كرد و فروهشت ، گويى كه مىخواهد آن را تا پايش برساند . مِرْجَل : ديگ غذا بر اجاق . أَرْجَلْتُ الفصيلَ : نوزاد را با مادرش روانه كردم ، گوئى كه با اين عمل براى او پايى قرار دادم . رجم : الرِّجَام : سنگ ، و - رَجْم : سنگ انداختن ، - رُجِمَ فهو مَرْجُوم - سنگسار شد . خداى تعالى گويد : ( لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ - 116 / شعراء ) ( اگر دست برندارى ) يعنى : از كشته شدگان ، به صورت بدترين مرگ ( خواهى بود ) .